قرآن و عرفان و برهان از هم جدائي ندارند - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٦٢ - فصل هفتم در اين كه تنى چند از بزرگان دين و دانش معارف شريف عرفانى را برهانى كرده اند
تعيين فرمود و در فاصله حدود يك صد فرسنگ به سوى كعبه ايستاد و فرمود( : محرابى على الميزاب ) به تفصيلى كه در رساله([ تعيين سمت قبله مدينه به اعجاز رسول الله نگاشته ايم ( ١١ رساله فارسى ص ٤٧٨ ٤٩٢ ط ١ ) .
غرض اين كه شيخ در نمط دهم اشارات با توسل به مذاهب طبيعت صدور غرايب امور از قبيل معجزات و كرامات و خوارق عادات را از انسان به وجهى وجيه مدلل و مبرهن فرموده است . در بند يكم و دوم و سوم آن گويد :
([ اگر ترا خبر رسد كه عارفى مدتى غير معتاد از اندك قوت باز ايستاد آسان تصديق او كن و آن را در روش مشهور طبيعت شمار . به يادآور كه هر گاه طبيعت و مزاج مواد صالحه بدن را تحليل نبرد و هضم نكند مدتى سالم مى ماند بى غذايى تازه , و نيز حالات نفسانى در مزاج تاثير دارد و بالعكس , پس واردات غيبى بر نفس عارف بدن او را مسخر نفس مى كند چنانكه بدن از اشتغال به افعال طبيعى باز مى ماند و مواد صالحه را تحليل نمى برد و بى غذا زنده مى ماند , و آن را تشبيه به تب و بيماريها كرده است كه در آن حالت بدن چند روز بى طعام زنده است براى آنكه تحريك براى هضم و تحليل در بدن او نيست .
و در بند پنجم آن گويد : اگر ترا خبر رسد كه عارفى كارى توانست و امثال وى توانايى آن نداشتند , يا حركتى يا تحريكى كرد كه ديگران از آن عاجز مى ماندند آن را به انكار تلقى مكن كه اگر در روش طبيعت جستجو كنى راه به سبب آن بيابى .
و در بند بيست و پنجم آن گويد : شايد ترا خبر رسد كه عارفان كارهاى خارق عادت كردند و تو در تكذيب شتاب نمايى , مانند اين كه عارفى براى مردم استسقا كرد و باران آمد . و شفا از بيمارى خواست آنها شفا يافتند , يا بر آنها نفرين كرد زمين آنها را فرو برد , يا آنها را زلزله رسيد يا به وجه ديگر هلاك شدند , يا براى آنها دعا كرد و با و مرگ و سيل و طوفان از آنها رفع شد , يا درنده رام ايشان گشت , يا مرغ از آنها نرميد و مانند آن كه مانع واضح روشنى ندارد پس توقف كن و در انكار شتابى منماى كه مانند اين امور را در اسرار طبيعت اسبابى است و شايد من بتوانم پاره اى از آن را براى تو بگويم . آنگاه شروع كرده است به شرح دادن علت آنچه