رساله وحدت از ديدگاه عارف و حکيم - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٩١ - بيان اقبال و ادبار عقل به حدس راقم در اتحاد نفوس مكتفيه به نفس رحمانى كه عقل بسيط است و صاحب رتبه
روحى و در حديث ديگر اول ما خلق الله هو الهوى و در حديث ديگر از روضه كافى رجلى شامى از امام باقر ( ع ) از اولين مخلوق مى پرسد گفتار امام به اين جمله ميرسد ولكنه اذ لا شى ء غيره وخلق الشى ء الذى جميع الاشياء منه وهو الماء الذى خلق الاشياء منه , الحديث , و نيشابورى در تفسير غرائب القرآن در تفسير سوره ن والقلم آورده است اول ما خلق الله جوهره الخ و در الدر المنثور از ابن عباس روايت كرده است كه قال قال رسول الله ( ص ) ان اول ما خلق الله القلم والحوت الحديث
و احاديث ديگر نيز از اين قبيل روايت شده است و همه آنها اوصاف و نعوت يك چيزند و اسامى يك مسمى اند كه باعتبارات مختلف هر اسمى به صفتى و حقيقتى اشارت دارد
مشو احول مسمى جز يكى نيست *** اگر چه ما بسى اسما نهاديم
علامه دهدار در رساله قضا و قدر در بيان اقبال و ادبار حديث شريف عقل بسيار دقت نظر بكار برده است كه تمهيدى لطيف و شگفت در مسئله قضا و قدر است هر چند حديث شريف را محملهاى ديگر نيز بهمان پايه بلند تفسير و شرح دهدار است , آرى گفتار سفراى الهى چنين است كه براى خواص در صدق مقام شامخ ولايت الهيه آنان خود معجزه اى با هراست دهدار در رد جبرى مفرط و تفويضى مفرط از حديث شريف عقل و امر به اقبال و ادبار نتيجه گرفته است كه : اقبال عقل كه نسبت وجود ممكن است منبع جميع خير است و امتثال او امرش از اين روى است , و ادبار عقل كه نسبت بازماندگى و روى به سوى خود آوردن ممكن است منبع جميع شر است و ارتكاب نواهيش از اين روى است
بيان اقبال و ادبار عقل به حدس راقم
به حدس اين كمترين حديث اقبال و ادبار عقل ناظر به يكى از دقائق اسرار خلقت است بيان آن به اختصار اين كه اقبال و ادبار آن اشارت به جزر و مد درياى هستى است كه يك آن آرام نيست كل يوم هو فى شان , تجدد امثال و مثال و آيت آن كه حركت در جوهر است در اين معنى دو شاهد عدل اند و دو اسم شريف قابض و باسط دو حاكم مطلق
والله يقبض ويبصط واليه ترجعون ( بقره ٢٤٥ )