رساله وحدت از ديدگاه عارف و حکيم - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٠٦ - توحيد متكلمين
منافات دارد
و اگر گوئى كه در عجز جمع بين نقيضين چه مى گوئى ؟ يعنى چنانكه مبدا واجب از جمع بين نقيضين عاجز است و عجز او از جمع بين نقيضين منافات با الوهيتش ندارد , در صورت تعدد مبدا هم عجز او از خلاف و نقيض مراد آن ديگرى منافات با الوهيتش ندارد در جواب گوئيم كه اين عجز و عدم امكان از فاعل نيست بلكه از عدم قابليت قابل است , ( مثلا اگر نجار ماهر به خواهد درخت رز را ستون و تبر خانه درآورد امكان ندارد , اين عجز نجاز نيست بلكه عدم قابليت رز است )
و باز اگر گوئى در عجز از خلاف مراد خودش چه مى گوئى , مثلا عجز از ايجاد سكون زيد در حال ايجاد حركتش ؟ يعنى چنانكه مبدا در حالى كه ايجاد سكون در زيد نموده است كه اسكان زيد فعل خود مبدا است و در اين حال اسكان اگر خلاف مرادش يعنى ايجاد حركت در زيد بنمايد امكان ندارد كه در يك حال سكون و حركت ايجاد كند , پس همانطور كه اين عجز و عدم امكان منافى با الوهيتش نيست آن بجز از نقيض و خلاف مراد مبدا ديگر هم منافات با الوهيتش ندارد
در جواب گوئيم كه اين عجز از غير نيست بلكه از خودش است كه صدور دو فعل متضاد در حال واحد از فاعل واحد امكان ندارد
چنانكه از تقديسات و اسفار نقل كرده ايم شبهه مذكوره ريشه دار است و حديث فرجه كه حديث پنجم كتاب توحيد اصول كافى جناب كلينى است جواب همين شبهه است و مباحث كلامى در اثبات توحيد بر آن دور مى زند و امام صادق عليه السلام كه خود كشاف حقائق و قبله عارفين و امام موحدين است در حد فهم و سؤال مسائل با وى سخن گفت نه در حد عقل خود چنانكه د آن جناب فرمود :
ما كلم رسول الله صلى الله عليه و آله العباد بكنه عقله قط قال رسول الله ( ص ) انا معاشر الانبياء امرنا ان تكلم الناس على قدر عقولهم ( ٧٢ )
حديث فرجه در توحيد صدوق و كتاب توحيد كافى و احتجاج طبرسى و در احتجاج بحار از هشام بن حكم روايت شده است كه زنديقى به حضور امام صادق عليه السلام آمد و از امام سؤالاتى نمود و كان من سؤاله انه قال :
لم لا يجوز ان يكون صانع العالم اكثر من واحد ؟
قال ابو عبدالله ( ع ) : لا يخلو قولك انهما اثنان من ان يكونا قديمين قويين او يكونا