رساله وحدت از ديدگاه عارف و حکيم - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٠١ - اهم معارف
پس انسان ثابت سيال است سيال است در طبيعت , و ثابت است در گوهر روح كه مغتذى به صور نوريه مجرده حقائق علميه است فلينظر الانسان الى طعامه , انسان من حيث هو انسان طعام او غذاى مسانخ اوست باقر علوم نبيين به زيد شحام در تفسير طعام فرمود : علمه الذى ياخذه عمن ياخذه
غذاء با همه اختلاف انواع و ضروب آن , مظهر صفت بقاء و از سدنه اسم قيوم و با مغتذى مسانخ است و تغذى حب دوام ظهور اسم ظاهر و احكام آنست
حقائق علميه صور فعليه اند كه به كمال رسيده اند و حركت در آنها راه ندارد وگرنه بايد بالقوه باشند و لازم آيد كه هيچ صورت علميه اى متحقق نباشد و به فعليت نرسيده باشد پس علم و وعاى علم مجرد و منزه از ماده و احكام آنند
و چون انسان ثابت سيال است , هم براهيم تجرد نفس در وى بر قوت خود باقى است , و هم ادله حركت جوهر طبيعت صورت جسمانيه
نتيجه بحث اين كه علم و عمل عرض نيستند بلكه دو گوهر انسان سازند و نفس انسانى بپذيرفتن علم و عمل توسع و اشتداد وجودى پيدا مى كند و گوهرى نورانى مى گردد
علم سازنده و مشخص روح انسانى , و عمل سازنده و مشخص بدن انسانى در نشئات اخروى است و انسان را بدنهاى در طول هم به وفق نشئات است و تفاوت ابدان به نقص و كمال است
و چون روح انسان بر اثر ارتقاء و اشتداد وجودى نورى , از سنخ ملكوت و عالم قدرت و سطوت مى گردد , هر گاه طبيعتش را مسخر خود كند و بر آن غالب آيد , احكام عقول قادسه و اوصاف اسماى صقع ربوبى بروى ظاهر گردد تا به حدى كه وعاى وجودش وعاى وجود مجردات قاهره و بسائط نوريه دائمه گردد و متخلق به اخلاق ربوبى شود و به رتبه والاى فوق خلافت كبراى الهيه رسد يعنى صاحب رتبه وحدت حقه حقيقيه ظليه گردد
للانسان ان يجمع بين الاخذ الا تم عن الله تعالى بواسطه العقول و النفوس بموجب حكم امكانه الباقى , و بين الاخذ عن الله تعالى بلاواسطه بحكم وجوبه فيحل مقام الانسانيه الحقيقيه التى فوق الخلافه الكبرى ( ٦٧ )
لذا انسان كامل به حسب صعود و اعتلاء و اتحاد وجوديش با نفس رحمانى كه