رساله وحدت از ديدگاه عارف و حکيم - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٠٠ - اهم معارف
ليستدل بملكه على ملكوته و بملكوته على جبروته
بدن عنصرى از عالم طبيعت است كه هميشه در تجدد است و صورت عالم طبيعت لاينقطع تبديل مى شود چه آسمانها و چه زمينها زيرا كه طبيعت مبدا قريب حركت است و علت حركت بايد متجدد باشد چنانكه در حكمت متعاليه مبرهن است كه
الحجه العمده على الحركه فى الجوهر هى ان جميع الحركات سواء كانت طبيعيه اواراديه او قسريه مبداها هو الطبيعه و مبدا المتجد ديجب ان يكون متجددا فالطبيعه يجب ان تكون متجدده بحسب الذات
و آيات قرآنيه از قبيل بل هم فى لبس من خلق جديد , و هى تمر مرالسحاب , يوم تبدل الارض غير الارض , را به اين معنى گرفته اند
بنابراين عالم غايتى دارد كه به تكميل از هيولاى اولى و اتحاد به صور بسيطه و مركبه حيوانيه , و انسانيه , و عقليه به مراتب عاليه و فناى محض مى رسد كه كل شى ء هالك الاوجهه , فان نهايات الحراك سكون
پس نفس به واسطه طبيعت داراى جنبه تجدد است كه بقا و ثبات ندارد , و خود بذاتها جنبه بقاء است كه خلقتم للبقاء لاللفناء و به عبارت اخرى : نفس به جنبه حسى در تبدل است و به جنبه عقلى ثابت
در عين حركت طبيعت , صورت شى ء به تجدد امثال محفوظ است انسان دائما به حركت جوهرى و تجدد امثال در ترقى است , و از جهت لطافت و رقت حجاب , ثابت مى نمايد حجاب همين مظاهر متكثره اند كه به يك معنى حجاب ذاتند تقدست اسمائه
و لطافت و رقت حجاب به اين معنى است كه صانع واهب الصور به اسم شريف مصور و به حكم كل يوم هو فى شان آن فان و لحظه فلحظه آنچنان ايجاد امثال مى نمايد كه محجوب را گمان رود همان يك صورت پيشينه و ديرينه است
به مثل كسى در كنار نهر آب تندرو و عكس خود را در زمان ممتد , ثابت و قار مى بيند و حال اين كه عكس از انعكاس نور بصر در آب است و آب قرار ندارد و دمبدم عكس جديدى مثل سابق احداث مى شود
هر نفس نو مى شود دنيا و ما *** بى خبر از نو شدن اندر بقا
اين درازى مدت از تيزى صنع *** مى نمايد سرعت انگيزى صنع