احكام پزشكان و بيماران - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٤٩ - مرگ مغزى و احكام آن
از بدنش جدا نشده، گرچه مشاعر خود را از دست داده باشد. بر همين اساس كسانى كه به اصطلاح پزشكى دچار مرگ مغزى شدهاند، انسان زنده به حساب مىآيند و از همان احترام قبلى برخوردار مىباشند و هرگونه اقدامى در مورد اين افراد از ديدگاه فقه اسلامى حكم ويژهاى دارد كه در اين فصل به ذكر پارهاى از آنها مىپردازيم.
مرگ از ديدگاه فقهى و پزشكى
٣٦٠- مرگ از ديدگاه فقهى طبق آنچه در قرآن آمده عبارت است از «جدايى روح از بدن»، در نتيجه مىتوان گفت: حيات نيز همراهى روح با بدن است.
٣٦١- از ديدگاه پزشكى جديد، مرگ انسان، همان مرگ مغزى است.
مرگ مغزى و احكام آن
٣٦٢- مرگ مغزى حالتى است كه همه فعاليتهاى شناختهشده مغز متوقف شود. ولى قلب و بعضى ارگانهاى ديگر بدن به كار خود ادامه دهند. تنفس در اين بيماران متوقف شده و با استفاده از دستگاههاى تنفس دهنده- اسپيراتور- مىتوان تنفس را برقرار كرد. اينگونه بيماران در فواصل زمانى چند ساعت تا چند ماه نهايتاً دچار ايست قلبى شده و خواهند مرد.
٣٦٣- در صدق عنوان ميّت كه موضوع بخشى از احكام شرعى است، آنچه معتبر است نظر عرف است، يعنى عرف او را مرده به حساب آورد و