احكام پزشكان و بيماران - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١١٥ - عدم جواز سقط جنين بيمار و عقب مانده
بىهوشى، عمل انجام گيرد امّا اگر اينگونه ممكن نبود، بىهوش كردن مادر براى عمل جراحى، اشكال ندارد، هر چند فرزندش سقط شود.
٢٨٤- مادر باردارى كه ادامه حاملگى با حيات او مغايرت دارد و پرورش جنين خارج رحم ممكن نباشد و بعد از مرگ مادر هم زنده نمىماند، در صورتى مىتوان به منظور نجات جان مادر به حاملگى خاتمه داد كه تا آخرين زمان امكانِ ادامه حيات آن دو صبر شود- لعلّ اللَّه يحدث بعد ذلك امراً [١]- و پس از آن با احراز يقين به اين كه جنين در هر حال فوت خواهد كرد، اسقاط آن به منظور حفظ جان مادر توسط مادر مانعى ندارد.
٢٨٥- خانمى كه بر اثر وضع حمل زياد گرفتار امراض گوناگون از قبيل استخوان درد، ضعف اعصاب شديد و ناراحتى قلبى شده، در صورتى كه مجدداً حامله شود، خودش يا پزشك نمىتوانند جنين را سقط كنند بلكه در چنين فرضى بايد مادر از باردارى جلوگيرى كند، حتّى با عقيم كردن خود [٢]، امّا اگر حامله شد و بقاى حمل موجب ضرر غير قابل تحمل بود، سقط جنين جايز است و چگونگى آن در مسائل بعد مىآيد.
عدم جواز سقط جنين بيمار و عقب مانده
٢٨٦- اگر بدانيم جنين مبتلا به بيمارى خاصى است كه بعد از تولد، خواهد مُرد و يا به بيمارىهاى ژنتيك و يا به ناهنجارىهاى نوزادان گرفتار خواهد شد، اين امور مجوز سقط جنين نيست، بلكه حرمت آن در
[١]- شايد خداوند بعد از آن راه نجاتى را به وجود آورد.
[٢]- موارد جواز عقيم كردن در بحث جلوگيرى از باردارى آمده است.