احكام پزشكان و بيماران - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٥٠ - مرگ مغزى و احكام آن
عرف، بيمار مبتلا به مرگ مغزى را مرده به حساب نمىآورد.
٣٦٤- همانگونه كه گذشت در صدق عنوان مرگ، نظر عرف معتبر است و چون عرف بيمار مبتلا به مرگ مغزى را زنده به حساب مىآورد، همه احكام حيات شرعاً بر او بار مىشود حتى ديه و قصاص. بله اگر در نظر عرف، مرگ ثابت و مسلّم باشد ولى پزشك احتمال حيات او را بدهد، هر عملى كه موجب قتل او شود نسبت به او جايز نيست. ولى در اين فرض اگر كسى مرتكب قتل شود حكم به قصاص نمىشود.
٣٦٥- اقدام در مورد معالجه بيماران مبتلا به مرگ مغزى همانند وصل كردن دستگاه تنفس دهنده به آنان تا حدّ امكان واجب است.
٣٦٦- قطع معالجه بيماران مبتلا به مرگ مغزى مانند جدا كردن از دستگاه تنفس دهنده جايز نيست.
٣٦٧- در مورد فرد مبتلا به مرگ مغزى اگر صدق كند كه انسان زنده مريض است، كشتن او جايز نيست و ديه كامل دارد و اگر صدق كند كه مرده است، حكم ساير اموات را دارد.
٣٦٨- در صورتى كه پرداخت ديه كامل واجب باشد، ديه به ورثه تعلق مىگيرد.
٣٦٩- در صورتى كه صدق كند كه عضوى از ميّت جدا شده است، ديه آن عضو به مصرف خيرات براى ميّت مىرسد و ورثه از آن ارث نمىبرند.
٣٧٠- اگر پزشك مباشر در قتل يا قطع عضو باشد، ديه كامل بر او واجب است، لكن مىتواند با بيمار