رساله توضيح المسائل - ط امير العلم - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٩١ - احكام وَقْف
احكام وَقْف
مسأله ٢١٧٥: اگر كسى چيزى را وقف كند، از ملك او خارج مىشود بنابراين حق هيچ نوع تصرفى در آن را ندارد و نمىتواند آن را به كسى ببخشد يا بفروشد يا دوباره آن را وقف كند يا جهت وقف را عوض كند مثلًا نمىتواند حسينيه را مسجد قرار دهد حتى اگر در حين وقف براى آن متولى تعيين نكرده باشد بعداً حق تعيين متولى يا دخل و تصرف در امور وقف را ندارد و اگر واقف فوت كند ورثه او از چيزى كه وقف كرده ارث نمىبرند همان طور كه وصيت در مورد آن صحيح نيست و در برخى از موارد متولى وقف مىتواند آن را بفروشد كه تفصيل آن در مسأله ٢١٧١ گذشت.
مسأله ٢١٧٦: لازم نيست صيغه وقف را به عربى بخوانند، بلكه اگر مثلًا بگويد خانه خود را وقف كردم وقف صحيح است و وقف به عمل نيز محقق مىشود مثلًا چنانچه حصيرى را به قصد وقف بودن در مسجد بيندازد و يا جائى را به قصد مسجد بودن بسازد و در اختيار نمازگزاران بگذارد وقفيّت محقق مىشود.
مسأله ٢١٧٧: كسى كه مالى را وقف مىكند، بايد براى هميشه وقف كند پس اگر مثلًا بگويد اين مال تا ده سال وقف باشد و بعد نباشد و يا بگويد اين مال تا ده سال وقف باشد و بعد تا پنج سال وقف نباشد و بعد دوباره وقف باشد باطل است.
مسأله ٢١٧٨: بنابر احتياط واجب بايد وقف به طور منجّز باشد پس اگر بگويد اگر اول