رساله توضيح المسائل - ط امير العلم - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٤٧
وصل به سكون: حركت آخر كلمهاى را انداختن و بدون وقف آن را به كلمه بعد چسباندن.
وصى: كسى كه مسئول انجام وصيّتى شود.
وصيّت: سفارش؛ توصيههايى كه انسان براى كارهاى پس از مرگش به ديگرى مىكند.
وضو: شستن صورت و دستها و مسح سر و پاها براى برپا داشتن نماز.
وضوى ارتماسى: وضويى كه انسان به عوض آنكه آب را روى صورت و دستهايش بريزد، صورت و دستهايش را در آب فرو مىبرد و در حال فروبردن يا بيرون آوردن آن قصد وضو مىكند.
وضوى ترتيبى: وضويى كه انسان با ريختن آب به قصد وضو روى صورت و دستهايش آنها را مىشويد.
وضوى جبيره: آن است كه در محل وضو، جبيره باشد.
وطن: جايى كه انسان براى اقامت و زندگى دائمى خود اختيار كند.
وطى: لگدمال كردن؛ كنايه از عمل جنسى است.
وقف به حركت: در حين اداى حركت آخرين حرف يك كلمه بين آن و كلمه بعد فاصله انداختن.
وكيل: نماينده؛ كسى كه از طرف شخصى اختيار انجام كارى را داشته باشد.
ولايت: سرپرستى؛ صاحب اختيار بودن.
ولىّ (يا قيّم): كسى كه به دستور شارع مقدّس سرپرست ديگرى است مانند پدر و پدربزرگ و مجتهد جامع الشرائط.
(ه)
هبه: بخشش.
هدم: ويرانى.
هديه: تحفه؛ ارمغان.
(ى)
يائسه: زنى كه سنّش به حدّى رسيده كه ديگر عادت ماهيانه نمىشود.