رساله توضيح المسائل - ط امير العلم - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٣٤ - (ع)
باشد؛ عادتشان «وقتيّه و عدديّه» است.
عادل: شخصى كه داراى ملكه عدالت است.
عاريه: دادن مال خود به ديگرى براى استفاده موقت و بلاعوض از آن.
عاصى: عصيانكننده؛ كسى كه نسبت به احكام الهى نافرمان است.
عامل: عملكننده: ١- كسى كه به قرارداد جعاله عمل مىكند؛ ٢- كسى كه متصدّى جمعآورى، حسابرسى و تقسيم و ساير امور مربوط به زكات است؛ ٣- اجير.
عايدات: درآمد.
عدول: اشخاص عادل.
عذر شرعى: توجيه قابل قبول؛ دليل قابل قبول از نظر شرعى.
عرف: فرهنگ عموم مردم.
عَرَق جُنُب از حرام: عرقى كه پس از آميزش نامشروع يا استمناء از بدن خارج گردد.
عزل: كنار گذاشتن: ١- انزال نمودن در خارج از رحم براى جلوگيرى از آبستنى زن؛ ٢- بركنار كردن وكيل يا مأمور خود از كار مانند بركنارى وصى يا متولّى خائن توسط حاكم شرع.
عسرت: سختى؛ تنگدستى.
عقد: گره؛ پيمان زناشويى؛ پيوند.
عقد بيع: قرارداد خريدوفروش.
عقد دائم: ازدواج مادام العمر.
عقد غير دائم: ازدواج موقت.
عقود: قراردادهاى دو طرفه مثل خريدوفروش، ازدواج، مصالحه.
عمّال: كارگزاران.
عمداً: از روى قصد؛ كارى را با علم و آگاهى انجام دادن.
عمره: زيارت خانه خدا و انجام اعمال مخصوص خانه كعبه كه تا حدودى شبيه حج است و آن بر
دو قسم است: عمره تمتّع كه قبل از حج تمتّع انجام مىگيرد، و عمره مفرده كه پس از حج قران و افراد يا بدون حج انجام مىگيرد.