رساله توضيح المسائل - ط امير العلم - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٣٩ - (م)
(ل)
لازم: واجب؛ اگر مجتهد دليل الزامى بودن امرى را از آيات و روايات كشف كند و بتواند آن را به شارع نسبت دهد، معمولًا تعبير به واجب مىكند. و اگر الزامى بودن آن را به طريق ديگر نظير ادلّه عقليّه استفاده كند طورى كه استناد آن به شارع ميسّر نباشد، معمولًا تعبير به لازم مىكند.
لازم الوفا بودن: بايد به آن عمل شود.
لزوجت محل: لغزندگى همراه با چسبندگى كه در محلى وجود دارد.
لغو: بىفايده؛ بىمعنا؛ بيهوده.
لُقطه: پيدا شده؛ مال پيداشدهاى كه صاحب آن معلوم نباشد. رجوع شود به مسائل ٢٦٨٠ تا ٢٦٩٩.
(م)
ماترك: آنچه از متوفّى باقى مانده باشد.
مال الاجاره: مالى كه مستأجر بابت اجاره بپردازد.
مال المصالحه: مالى كه مورد صلح قرار گرفته است.
ماليّت شرعى: چيزهايى كه از نظر شارع مقدّس مال محسوب مىشود مانند همه اموال مشروع (كه ضوابط آن توسّط شارع مقدّس بيان گرديده است).
ماليّت عرفى: چيزهايى كه از نظر فرهنگ عموم مردم (عرف) مال محسوب مىشود، هر چند از نظر دين اسلام ماليّت نداشته باشد، مثل خوك و مشروب.
ماه هلالى: گردش ماه به دور زمين، ماه قمرى كه از ماه محرم شروع مىشود و به ماه ذى الحجّه ختم مىگردد و در مقابل ماه شمسى است كه از فروردين ماه شروع و در اسفند پايان مىيابد.
مأموم: پيرو؛ كسى كه در نماز به امام جماعت اقتدا نمايد.
مؤونه: مخارج يا هزينه.
مباح: هر فعلى كه از نظر شرعى نه پسنديده است و نه ناپسند (در برابر واجب و حرام و