رساله توضيح المسائل - ط امير العلم - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٣٧ - (ق)
قتل: كشتن.
قتل نفس محترمه: كشتن كسى كه خونش از نظر شرعى محترم است و نبايد كشته شود.
قرائت: خواندن؛ خواندن حمد و سوره در نمازهاى يوميّه.
قروح: دُمَلها؛ زخمهاى چركين.
قريب: نزديك به واقع و حقيقت.
قرينه: نشانه؛ علامت؛ همانند.
قسم: سوگند؛ سوگند به يكى از اسامى خداوند براى انجام امور پسنديده يا ترك ناپسند.
قصاص: كيفر؛ نوعى از مجازات است كه مشابه با جنايت انجام شده مىباشد، مثل اينكه شخصى كسى را عمداً بكشد او را خواهند كشت.
قصد اقامه: قصد مسافر به ماندن ده روز يا بيشتر در يك محل.
قصد انشاء: تصميم به ايجاد يك امر اعتبارى مانند بيع و شراء و غيره همراه با اداى كلمات مربوطه.
قصد وجه: در جايى كه مكلّف عمل را با حفظ وصف وجوب و يا استحباب انجام دهد، يعنى بگويد اين عمل واجب و يا اين عمل مستحب را انجام مىدهم.
قصد رجاء: در موردى است كه مكلّف عمل را به احتمال اينكه به خدا نزديك مىكند انجام مىدهد.
قصد قربت مطلقه: چنانچه مكلّف مىداند عملى مورد رضا و قرب خداست ولى نمىداند عنوان آن چيست، مثل اينكه مىداند گفتن اين جمله در نماز خوب است اما نمىداند استحباب خاص دارد يا به عنوان مطلق ذكر و يا دعا بايد خوانده شود.
قصد قربت: يعنى كارى را براى خدا انجام دادن.
قضا: بجا آوردن عملى كه در وقت خاص خود انجام نشده است بعد از آن وقت؛ قضاوت كردن.
قنوت: اطاعت؛ تواضع در برابر خدا؛ در ركعت دوم نماز پس از قرائت سورهها، دستها را در مقابل صورت قرار دادن و ذكر و دعا خواندن.
قوى: محكم (كنايه از فتوا)