تنبيه بدنى كودكان - حسينى خواه، سيدجواد - الصفحة ٢٥٩ - نتيجهى بخش سوم
نكتهى مهمّ ديگر و شايان توجّه اين كه: ممنوعيّت شكنجه و رفتارهاى ظالمانه و غيرانسانى، مطلق بوده، و حقّ مصونيت از شكنجه در زمرهى حقوق غير قابل انحراف (غير قابل تعليق) است؛ و با توجّه به وضعيّت فيزيكى و روحى كودكان كه با بزرگسالان تفاوت داشته و ممكن است عملى براى يك بزرگسال شكنجه نباشد اما براى كودك شكنجه محسوب شود؛ در صورتى كه عمل صورت گرفته از مصاديق شكنجهى كودكان باشد، چنين چيزى را مىتوان به تنبيه بدنى كودكان سرايت داد، و ممنوعيّت آن را نيز از حقوق غير قابل انحراف دانست.
ليكن، با توجّه به رويه دولتها، مشاهده مىشود كه به رغم تمام تلاشهاى صورت گرفته توسط مجامع بينالمللى براى از بين بردن و حذف تمامى انواع مجازات بدنى، هنوز، در عمل اجماعى جهانى بر اين مطلب در سطح دولتها نيست؛ و در بسيارى از دولتها، تنبيه بدنى كودكان به طور مطلق ممنوع نشده است.
٤. از ديدگاه فقه شيعى مىتوان چنين گفت: آنچه در روايات و كلمات فقهاى اماميّه در مورد تنبيه بدنى كودكان بيان شده، با لفظ «تأديب الصبى» آمده، و تأديب به اين معناست كه انسان، كودك را به نيكىها دعوت كرده و از زشتىها و پليدىها باز دارد. با بررسى كلمات فقهاى شيعه و ادلّهى وارد در اين بحث، معلوم مىشود كه در اين ديدگاه، تنها برخى اشخاص چون حاكم، پدر و معلّم، مىتوانند كودكان را در راستاى تربيتشان تأديب كنند؛ كه يكى از مصاديق آن، تأديب به وسيلهى زدن كودك است. به همين دليل، در فقه اماميه، به استناد روايات معصومان: و ادلّه ديگر، تنبيه بدنى كودكان، نه به صورت مطلق، بلكه به عنوان عملى در راستاى مصالح عاليه آنان، و براى بازداشتن كودكان از انجام كردارهاى ناپسند و ناشايست و هدايتشان به سمت و سوى اعمال نيك و پسنديده، جايز دانسته شده است.
٥. هيچگاه تنبيه بدنى به عنوان يك راهكار اوّليه پيشنهاد نشده است؛ بلكه، در ابتدا بايستى از ديگر روشهاى تأديبى، مثل: تذكّر، موعظه، قهر و ... استفاده شود؛ و اگر هيچ يك از اين راهكارها براى هدايت و تربيت كودك موفق نبود، حاكم، پدر و معلّم مجاز هستند كه از تنبيه بدنى با شرايط فوق استفاده كنند.