تنبيه بدنى كودكان - حسينى خواه، سيدجواد - الصفحة ٢٥٨ - نتيجهى بخش سوم
نتيجهى پايانى
در راستاى پاسخگويى به سؤال اصلى اين تحقيق، در مورد اينكه آيا ديدگاه فقه اماميّه و نظام بينالمللى حقوق بشر در مورد تنبيه بدنى كودكان قابل تقريب و تعامل است؟ مباحثى را به صورت زير ارائه كرديم:
١. در مورد مفهوم كودك، بين ديدگاه نظام بينالملل حقوق بشر و فقه اماميّه تفاوت است. در نظام بينالمللى حقوق بشر مطابق مادّهى ١ پيماننامه حقوق كودك، منظور از كودك، هر انسان داراى كمتر از هجده سال است، ليكن در فقه اماميّه كودك به كسى گفته مىشود كه هنوز به سنّ بلوغ شرعى- دختران، نُه سال تمام قمرى و پسران، پانزده سال تمام قمرى- نرسيده باشد. امّا با توجّه به اينكه ذيل مادّهى ١ پيماننامه آمده است «مگر آنكه طبق قانون قابل اعمال در مورد كودك، سنّ قانونى كمتر تعيين شده باشد»، كنوانسيون در عمل، ديدگاه فقه اماميّه را پذيراست.
٢. اصطلاح تنبيه و مجازات بدنى و مفاهيم مرتبط با آن نظير: مجازات تحقيرآميز، ظالمانه و غيرانسانى در هيچ يك از اسناد بينالمللى حقوق بشرى تعريف نشدهاند، ولى از رويهى دولتها و حقوق بشر بينالملل، مىتوان مصاديق و توصيفاتى را يافت كه به روشن شدن مفهوم آنها كمك نمايد. و حتّى در برخى از اسناد به مصاديقى چون: سيلى زدن، شلّاق زدن، لگد زدن و ... به عنوان مصاديق تنبيه بدنى كودكان و عملى غيرقانونى، اشاره شده است.
٣. رويكرد نظام بينالملل حقوق بشر، ممنوعيّت تنبيه بدنى كودكان در سه حوزهى سيستم كيفرى، مدرسه (نهادهاى آموزشى و تربيتى)، و خانواده است؛ علاوه بر آن، ضمن ممنوعيّت شكنجه و ساير رفتارهاى غيرانسانى، ظالمانه و تحقيرآميز نيز به اين ممنوعيّت تصريح شده است. امروزه، ممنوعيّت تنبيه و مجازات بدنى كودكان در نظام بينالمللى حقوق بشر يك اصل مسلّم محسوب مىگردد. اين اصل هم بر مبناى قراردادى و معاهداتى، و هم بر مبناى حقوق بينالملل عرفى قابل اثبات است.