تنبيه بدنى كودكان - حسينى خواه، سيدجواد - الصفحة ٢٢٥ - گفتار يكم ضمان مجرى در اجراى تنبيه
محكوم مىگردد.
مرحوم شيخ طوسى مىگويد:
«اگر پدرى كودكش را به جهت ادب كردن تنبيه بدنى نمايد و از بين برود، يا امام، يا حاكم، يا امين حاكم، يا وصى، و يا معلّم وى را تنبيه بدنى كنند و او بر اثر اين تنبيه، تلف شود، در تمام صورتها حكم به ضمان مىشود؛ زيرا، تجويز تنبيه بدنى به جهت تأديب، مشروط به اين است كه كودك پس از تنبيه شدن سالم بماند. بنابراين، به نظر ما لازم است ديهى آن كودك از مال مؤدِّب پرداخت شود؛ ولى اهل سنّت قائلاند كه ديه بر عاقلهى مؤدِّب است». [١] نكتهى قابل توجّه در عبارت مرحوم شيخ طوسى اين است كه ايشان بيان مىدارد تأديب و تنبيه كودك به شرط سلامت وى جايز است؛ و در غير اين صورت، تنبيه بدنى جايز نيست. روشن است كه تنبيه بدنى داراى آثار زيانبارى است كه سلامت كودك را به مخاطره مىاندازد. بنابراين، مىتوان از اين كلام مرحوم شيخ عدم جواز تنبيه بدنى و حتّى همه انواع تنبيه را استفاده كرد؛ چه آنكه تنبيه بدنى به سلامت جسمانى كودك آسيب رسانده، و تنبيهات غير بدنى نيز به سلامت روحى و روانى كودكان ضربه مىزند.
مرحوم محقّق اردبيلى نيز در مورد ضمان مؤدِّب مىنويسد:
«اگر كسى كه مسؤوليت تنبيه بدنى به عهدهى اوست، مانند اينكه ولى كودك- پدر و جدّ پدرى- و بلكه وصى اين دو، وى را تأديب كنند و اين تنبيه آنان به تلف نفس، يا نقص عضو، و يا جرحى كه موجب ضمان است، منجر گردد، مؤدِّب (تنبيهكننده) در حدّى كه جنايت انجام داده، ضامن است. به جهت اينكه وى سبب اتلاف و ضمان شده است؛ از سوى ديگر، جواز تنبيه بدنى در حقّ او، منافاتى با ضمان ندارد؛ زيرا، آن چه از طرف شرع
[١]. المبسوط، ج ٨، ص ٦٦؛ «أما إن ضرب الأب أو الجدّ الصبى تأديباً فهلك أو ضربه الإمام أو الحاكم أو أمين الحاكم أو الوصى أو ضربه المعلّم تأديباً فهلك منه فهو مضمون، لأنّه إنّما أبيح بشرط السلامة ويلزم عندنا فى ماله، وعندهم على عاقلته».