تنبيه بدنى كودكان - حسينى خواه، سيدجواد - الصفحة ٢٥
متفاوت اين دو نظام نسبت به مسألهى تنبيه بدنى كودكان بر مىگردد. از اين رو، شروع گفتمانِ بين دو نظام در اين زمينه، نتايجى را در بر خواهد داشت كه تعارضها و تفاوتهاى موجود را كاهش دهد؛ و يا حدّاقل، باب مفاهمه را باز نمايد. اهمّيت مسأله از بعد داخلى و قانونگذارى را نيز مىتوان بر اين نكته افزود.
پيشينهى تحقيق
بر خلاف اهميّت بسيارى كه موضوع فوق از جهات گوناگون دارد، متأسّفانه، محقّقان داخلى كمتر به اين موضوع به شكل متمركز و منسجم توجّه نمودهاند. گرچه تعدادى از تحقيقات علمى را بهصورت پراكنده و غير منسجم در اين زمينه مشاهده مىنماييم، تاكنون، موضوع تنبيه بدنى كودكان با رويكرد اسلامى- حقوق بشرى، و به صورت منسجم، مورد بحث قرار نگرفته است. بيشتر كتابها و مقالههاى موجود، تنبيه بدنى كودكان را از ديد تربيتى يا روانشناسى و يا اسلامى بررسى كردهاند. در اين زمينه، مىتوان به كتابهايى چون «خانواده و تربيت كودك» نوشتهى دكتر على قائمى، «روانشناسى كودك» نوشتهى دكتر سيروس عظيمى، «اصول و روشهاى تربيت در اسلام» نوشتهى دكتر سيّد احمد احمدى، مقالههاى «تنبيه از ديدگاه اسلامى» نوشتهى سيّد على حسينىزاده و «بررسى تنبيه از منظر روايى، فقهى و روانشناسى» سيّد جواد حسنى نام برد. فقها نيز مسألهى تنبيه كودك را به صورت مستقلّ بحث نكرده و در خلال مباحث مربوط به حدود و تعزيرات به اين مطلب پرداختهاند.
از جهت بينالمللى نيز مقالات و كتابهايى چون:
- «Corporal Punishment :A Human Rights Violation» نوشتهى خانم بايتنسكى،
- «Corporal Punishment of Children (Spanking) » نوشتهى دكتر لارزلر،
- «Corporal Punishment» نوشتهشده توسط گروه محافظت كودكان و ... موجود است؛ امّا همه، تنبيه بدنى را فقط از ديدگاه نظام بينالملل حقوق بشر مورد بررسى قرار دادهو ديدگاه اسلامى را در مطالعاتشان مطرح نكردهاند. بنابراين، تحقيقى