تنبيه بدنى كودكان - حسينى خواه، سيدجواد - الصفحة ٢٤٥ - ج) مفهوم اصل عالىترين منافع كودكان در نظام بينالملل حقوق بشر و فقه اماميه
دست زده باشد و نيز روايتى در كتب روايى يافت نمىشود كه معصومان (ع) براى تربيت كودكان، به تنبيه بدنى امر نموده باشند.
بنابراين، با توجّه به اين دو دسته از روايات، مىتوان گفت: محبّت، رحمت، احترام، عفو و بخشش هميشه مطلوب است و تندى و عتاب و خطاب و خشم نسبت به كودك نه تنها مطلوب نيست، بلكه نهى هم شده است. و اگر در برخى از روايات، تنبيه بدنى كودك جايز دانسته شده، در مواردى است كه راه ديگرى جز آن براى اصلاح و تربيت كودك وجود نداشته باشد؛ و گرنه با وجود چنين رواياتى كه امر به محبّت و دورى از خشم مىكنند، تا هنگامى كه راهى جز تنبيه بدنى براى اصلاح و تأديب كودك باشد، استفاده از آن جايز نخواهد بود. [١] خداوند متعال نيز در قرآن كريم مىفرمايد: وَلا تَسْتَوِى الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيئَة ادْفَعْ بِالَّتى هِى أَحْسَنُ [٢]؛ روش احسن، در واقع، همان روش اكرام، محبّت، رفق و مدارا با كودكان است كه در جهت اصلاح آنان است. بنابراين، به موجب اين آيهى شريفه، اگر راههاى ديگرى براى جلوگيرى از انحراف و سوق به كردار پسنديده وجود داشته باشد، بايستى از آنها استفاده شود. و از تنبيه بدنى در مواردى بهره جُست كه روش احسن به نتيجه نمىرسد.
نكتهى ديگر اين است كه در روايات، از تنبيه به هنگام خشم و غضب منع شده است. [٣] قرآن كريم در سورهى آل عمران مىفرمايد: وَ الْكاظِمينَ الْغَيظَ وَ الْعافينَ عَنِ النّاسِ [٤]؛ در اين آيهى شريفه به اين حقيقت اشاره شده است كه مردم بايد اخلاقاً خشم خويش را فرو نشانده و از برخى اعمال و كردارهاى ناپسند ديگران در حقّ خود چشم بپوشند؛ چرا كه اعمال غضب، ريشهى بسيارى از گناهان خطرناك و
[١]. به خصوص با توجّه به روايت حمّاد بن عثمان، كه در آن، با اينكه مسأله زدن و تنبيه بدنى مطرح شده، ليكن به مدارا امر شده است؛ به اين معنا كه اگر ولىّ طفل در مواردى بتواند مدارا كند، مدارا واجب بوده و زدن كودك جايز نيست.
[٢]. فصلت، ٣٤.
[٣]. به روايات اين مطلب در مباحث پيشين اشاره شده است.
[٤]. آلعمران، ١٣٤.