تنبيه بدنى كودكان - حسينى خواه، سيدجواد - الصفحة ٢٤٤ - ج) مفهوم اصل عالىترين منافع كودكان در نظام بينالملل حقوق بشر و فقه اماميه
عملى كه انجام داده است، مىباشد.
علاوه بر اين مطلب كه تنبيه بدنى كودك مىتواند بر خلاف مصلحت كودك باشد، و لذا، عملى غير مجاز و ممنوع است، نكاتى نيز وجود دارد كه باعث مىشود تنبيه بدنى در كودكان در مواردى كه به مصلحت طفل دانسته مىشود، در حدّ بسيار ناچيزى استفاده شود. زيرا، صحيح است در فقه شيعه تنبيه بدنى در صورتى كه مصالح عالى كودك آن را طلب كند، به عنوان عملى مجاز شناخته شده است، اما هيچگاه فقها تنبيه را در اوّل امر و به عنوان اوّلين روش تربيتى تجويز نكردهاند. بلكه، از نظر تعاليم اسلامى- چنان كه در خلال مباحث پيشين نيز اشاره شد- محبّت، ترحّم و مهر به كودكان و مداراى با آنان، سازندهترين و مؤثرترين عاملِتربيتى معرفى شده است.
همانطور كه گفته شد، رسول گرامى اسلام (ص) در طىّ احاديثى كه از ايشان نقل شده است، به اهميت و وسعت شعاع كاربرد عوامل عاطفى، چون: رحم، رفق، مدارا و عفو نسبت به كودك اشاره داشته و بدان امر مىكنند. به عنوان مثال، مىفرمايند: «كودكان را دوست بداريد و با آنها رحيم و مهربان باشيد». [١] همچنين است رواياتى كه از تندى، غضب، عتاب و خطاب نسبت به كودكان منع مىكند؛ مانند اينكه مىفرمايند: «خداوند براى هيچ چيزى مانند خشم و غصب نسبت به زنان و كودكان ناراحت و خشمگين نمىشود». [٢] علاوه آن كه، خود پيامبر اكرم (ص) در طولِ زندگانى سرشار از سرمشق و الگوى اخلاقى خود [٣] براى تربيت فرزندان و نوههاى خويش به هيچ عاملى جز عامل مهر و محبّت توسّل پيدا نكرد و هيچ رويداد و حادثهاى نشان نمىدهد كه آن حضرت در تربيتِخردسالان به تنبيه بدنى
[١]. محمّد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٦، ص ٤٩، ح ٣؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، وسائل الشيعة، ج ١٥، ص ٢٠١، باب ٨٨ از ابواب احكام الاولاد، ح ٣.
[٢]. محمد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٦، ص ٥٠، ح ٨؛ همان، ج ١٥، ص ٢٠٢، باب ٨٩ از ابواب احكام الاولاد، ح ٥؛ «إنّ الله ليس يغضب لشىء كغضبه للنساء والصبيان».
[٣]. خداوند در آيهى ٢١ از سورهى مباركهى احزاب خطاب به مردم و مؤمنين مىفرمايد: (ولكم فى رسول الله اسوة حسنة).