تنبيه بدنى كودكان - حسينى خواه، سيدجواد - الصفحة ١٧٤ - گفتار دوم جواز تنبيه و مجازات بدنى كودكان
به خوبى او را تربيت كند و پيوسته كودك را در وضعيتى شايسته قرار دهد». [١] بديهى است تربيت شايسته و قرار دادن كودك در موقعيت و وضعيّت شايسته، با تنبيه بدنى كودكان در سنينى كه فاقد درك و شعور هستند، سازگارى ندارد. علاوه آنكه عرف زمان نيز در درست كردن عادت براى تنبيه بدنى مؤثر است؛ به اين صورت كه عرف بيان مىكند در يك زمانى زدن كودك و تنبيه بدنى او افتخار است، اما در زمان ديگر همين كار قبيح و ناپسند است. بنابراين، اگر عرف زمان- همان طور كه در عصر ما چنين است- زدن را منافى مصالح عاليه كودك و بر خلاف وضعيّت شايسته بداند، در اين صورت، چنين عملى جايز نخواهد بود.
گفتار دوّم: جواز تنبيه و مجازات بدنى كودكان
نظريه عدم جواز تنبيه بدنى كودكان و اينكه براى هر عملى مجازات طبيعى و قهرى وجود دارد- كه در گفتار پيشين بيان شد-، هرچند در برخى از مواردِ جزيى و عارى از خطر، و به عنوان يك وسيلهى تربيتى موقّت پذيرفتنى است، ولى نمىتوانيم آن را به صورت يك ضابطهى تربيتى بپذيريم، و به تمام موارد و همهى اوقات و فرصتها تعميم دهيم؛ زيرا، براى هيچ پدر و مادر يا مربّىاى ممكن نيست دست روى دست بگذارد و فرزند و يا شاگرد خود را كنار آتش، يا لب پرتگاه، يا رودخانهى عميقى ببيند، و يا مشاهده كند آب متعفّن و آلودهاى بياشامد، و يا غذاى فاسد و نامناسبى بخورد، و بىتفاوت بماند تا كودك، خود به خود، با عكس العملهاى طبيعى، تنبيه و مجازات گردد.
علاوه بر اين، براى هر رفتارِ نامطلوب و نكوهيدهاى مجازات طبيعى و عكسالعمل فيزيكى و تنبيه قهرى وجود ندارد كه كودك به خاطر آنها از اينگونه رفتارها بگذرد؛ و يا از اساس، دربارهى اين گونه اعمال، تجربهاى به دست نياورده است؛ لذا، قادر به درك چنين تنبيه و مجازاتى نيست. كودكى كه كتاب، دفتر و يا
[١]. محمّد بن حسن حرّ عاملى، وسائل الشيعة، ج ١٥، ص ١٢٣، باب ٢٢ از ابواب احكام الاولاد، ح ٤: «فى وصية النبى (ص) لعلى (ع) قال: يا على، حقّ الولد على والده أن يحسن اسمه وأدبه، ويضعه موضعاً صالحاً ...».