تنبيه بدنى كودكان - حسينى خواه، سيدجواد - الصفحة ٢٤٣ - ج) مفهوم اصل عالىترين منافع كودكان در نظام بينالملل حقوق بشر و فقه اماميه
موجب زخم شدن و يا تغيير رنگ پوست كودك نگردد- موجب ديه نشود-. بنابراين، علّت جواز تنبيه بدنى از سوى فقهاى عظام در برخى موارد، اين مطلب است كه تأديب كودك در راستاى مصلحت آنان و با هدف اصلاح آنان باشد؛ در غير اين صورت، تنبيه بدنى عملى غير مجاز است. [١] به عنوان نمونه، مرحوم امام خمينى فرمودهاند:
«تأديب زمانى جايز است كه به مصلحت كودك و در حدّ متعارف باشد». [٢]
مرحوم آيت الله گلپايگانى نيز در اين مورد مىگويد:
«لابدّ من أن يكون المقصود والهدف فى مقام الضرب هو التأديب الراجع إلى مصلحة الصبى لا ما يثيره الغضب النفسانى وإلّا فربما يؤول الأمر إلى أن يؤدّب المؤدّب لأنّ ضربه لم يكن لله تبارك وتعالى؛ ضرورى است كه غايت و هدف در هنگام زدن كودك، تأديب و تربيتى باشد كه به مصلحت كودك بازمىگردد؛ نه آن چيزى كه از روى خشم انجام گرفته باشد؛ وگرنه، چه بسا مؤدِّب خود تأديب شود؛ چرا كه زدن او به خاطر خداوند متعال نبوده است». [٣] مرحوم صاحب جواهر نيز نظير اين مطلب را در جواز تنبيه بدنى كودكان بيان نمودهاند. [٤] از اين رو، آنگاه كه در تربيت كودك و در مقام تأديب، مصالح كودك در نظر گرفته نشود يا به كودك بيش از حدّ متعارف صدمات جسمى و روانى وارد شود، كودكآزارى تحقّق مىيابد كه عملى ممنوع و حرام است؛ و مجرى تنبيه ضامن
[١]. اگر بخواهيم تشبيهى داشته باشيم، مثل اين فتوا مىماند كه «ماهى در صورتى كه فلس داشته باشد، خوردنش حلال است». حال، اگر ماهى، فلس نداشته باشد، خوردن آن جايز نيست، و حرمت تكليفى دارد. در اين بحث نيز گفته مىشود: «تنبيه بدنى در صورتى كه به مصلحت كودك باشد، جايز است»؛ لذا، جواز تنبيه بدنى منحصر در مواردى است كه مصالح عاليه كودك آن را پذيرا باشد؛ در غير اين صورت، تنبيه بدنى كودكان، حرام و ممنوع است.
[٢]. تحرير الوسيلة، ج ٢، ص ٤٧٧، م ٦.
[٣]. الدرّ المنضود فى احكام الحدود، ج ٢، ص ٢٩١.
[٤]. رك: جواهر الكلام، ج ٤١، ص ٤٤٦.