تنبيه بدنى كودكان - حسينى خواه، سيدجواد - الصفحة ٢٤١ - ج) مفهوم اصل عالىترين منافع كودكان در نظام بينالملل حقوق بشر و فقه اماميه
حقّ فرزندان، تربيت شايسته آنان است؛ و اين بهترين چيزى است كه والدين به فرزندان خود هديه مىكنند.
حال، سؤال اين است كه جايگاه و نقش تنبيه بدنى در تربيت كودكان چيست؟ آيا تنبيه بدنى جزء مصالح عالى كودك محسوب مىشود؟ يا آنكه به طور كل، تنبيه بدنى بايستى از زندگى كودك خارج شود؟
در پاسخ به اين سؤال گفته مىشود: بايد توجّه داشت كه در تربيت فرزندان، اصل بر تشويق و ترغيب است؛ چرا كه انسان با فطرت خويش- كه عشق به كمال مطلق و انزجار از نقص است- مايل به كمالات و نيكويى، و دوستدار تشويق و قدردانى است، نه تنبيه و مجازات. اما چه مىشود كرد كه انسان پيوسته در معرض اشتباه و انحراف و گناه بوده، و نيازمند است به هشيار شدن در دورى از آنچه موجب تباهى است. از اين رو، نقش تنبيه در تربيت كودك، فراهم كردن بيم از بدى و پليدى، و نوعى ايمنسازى است، نه تخريب متربّى و شكستن حريمهاى ايمنى درونى؛ بدين معنا كه تنبيه، در حقيقت، بيدارسازى و ادب آموزى است تا شخص در نتيجهى هشيارى خود به ايمن سازى حريمهاى وجودى خويش دست يازد و از بدى و پليدى دورى نمايد. و اگر اين بيدار سازى و ادب آموزى به موقع و به درستى صورت نپذيرد، شخص به سرعت به سوى تباهى مىرود. [١] از اين رو، تنبيه- به معناى عام- به عنوان امرى تبعى و نه اصلى، در جايى كه راهى ديگر براى بيدار كردن و درمان نمودن وجود ندارد، به كار گرفته مىشود. به بيان مولاى متقّيان حضرت على (ع): «هر كه با خوشرفتارى اصلاح نشود، با خوب كيفر كردن اصلاح مىشود». [٢] تنبيه، در منطق الهى و سيره نبوى نيز جلوهاى از رحمت و محبّت است، و نبايد از اين ساختار دور شود. بنابراين، تا جايى كه مىشود بايستى با تمهيداتى از جنس
[١]. مصطفى دلشاد تهرانى، سيره نبوى (منطق عملى)، دفتر چهارم: سيره خانوادگى، ص ١٧٠.
[٢]. «من لم يصلحه حسن المداراة، يصلحه حسن المكافاة»؛ عبدالواحد تميمى آمدى، غرر الحكم و درر الكلم، ج ٢، ص ١٧٨؛ على بن محمّد ليثى واسطى، عيون الحكم و المواعظ، ص ٤٤٤.