تنبيه بدنى كودكان - حسينى خواه، سيدجواد - الصفحة ١٨٧ - الف - قرآن كريم
بپردازد يا آنكه ولايت حاكم در مرتبه بعد از ولايت پدر و جدّ پدرى است؛ به اين صورت كه اگر پدر و جدّ پدرى كودك زنده باشند، حاكم حقّ تنبيه ندارد؟
در پاسخ گفته شده است: به استناد اطلاق و تعميم موجود در ادلّهى ذكر شده در باب ولايت امام و حاكم شرع در تنبيه كودكان، حاكم بر تأديب صبىّ به طور مطلق ولايت دارد و مشروط به فقدان پدر نيست؛ به عنوان مثال، روايات شامل موردى مىشود كه پدر كودك، زنده و يا مرده باشد. همچنين اگر پدر و جدّ پدرى اطفال را از انجام فحشا و ديگر امورى كه بر خلاف مصلحت آنهاست، منع ننمايند، حاكم شرع از باب حسبه مىتواند به اين امر اقدام نمايد. بنابراين، هر دو ولايت در عرض يكديگر قرار مىگيرند. [١]
٢. ولايت پدر در تنبيه فرزند
از مواردى كه فقها در خلال مباحث مختلف فقهى بدان تصريح كردهاند، مسأله ولايت پدر بر تأديب فرزندش است؛ آنان اين حكم را امرى مسلّم دانستهاند. [٢] ادلّهاى كه از سوى فقها براى اين حكم فقهى بيان شده را به صورت زير مىتوان مطرح كرد:
الف- قرآن كريم
از جملهى آيات شريفه قرآن مجيد كه بدان استدلال شده، آيهى ششم سوره تحريم است. خداوند متعال در اين آيهى شريفه مىفرمايد:
يا أَيهَا الَّذْينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْليكُمْ نارًا؛ يعنى: اى مؤمنين خود و خانوادهى خويش را از آتش دوزخ محافظت كنيد.
[١]. ابن ادريس حلّى، السرائر، ج ٢، ص ٥٦١؛ جعفر بن حسن حلّى (محقّق حلّى)، شرائع الاسلام، ج ٢، ص ٢٧٦؛ محمّد حسن نجفى، جواهرالكلام، ج ٢٩، ص ١٧١.
[٢]. محمّد بن حسن طوسى، المبسوط، ج ٤، ص ٣٣٨؛ ابن ادريس حلّى، السرائر، ج ٢، ص ٧٢٩؛ محمّد حسن نجفى، جواهرالكلام، ج ٢١، ص ٣٨٨؛ سيد احمد خوانسارى، جامع المدارك، ج ٥، ص ٤١٣؛ على كريمى جهرمى، الدرّ المنضود فى احكام الحدود، ج ٢، ص ٢٨٢؛ سيّد عبدالاعلى سبزوارى، مهذّب الاحكام، ج ٢٨، ص ٣٧.