تنبيه بدنى كودكان - حسينى خواه، سيدجواد - الصفحة ٨٤ - مبحث دوم تأسيس اصل
يده ولسانه» [١]
؛ حتّى از تعاليم اسلامى چنين استفاده مىشود كه تنبيه و تعذيب حيوانات نيز مورد پسند نيست تا چه رسد به انسانها. [٢] قوّهى عاقله و درك و فهم از خصوصياتى است كه فقط انسانها از آن بهرهمندند، و همين ويژگى باعث مىشود كه ادب كردن آنها نيز به صورتى ديگر غير از زدن هم باشد؛ اميرالمؤمنين (ع) مىفرمايد:
«همانا انسان داراى قوّهى عقل و فهم است، و به ادب و ياد دادن پند مىگيرد؛ و چهارپايان هستند كه جز با زدن، رام نمىشوند». [٣] از مجموع اين روايت، و رواياتى كه در اين سياقاند، استفاده مىشود كه ضرب، ظلم و اذيّت ديگرى، تنبيه بدنى به صورت مطلق و هر نوع آزارى ظلم محسوب مىگردد و حرام است.
بر اين اساس، اگر نتوانيم از مباحث مطرح شده در فقه اماميّه و روايات رسيده، جواز تنبيه بدنى را استفاده كنيم، اصل عدم جواز به قوّت خود باقى است؛ و در موارد جواز نيز بايد به قدر متيقن و مقدار وارد شده اكتفا كرد. همينطور در مواردى كه شكّ در جواز داريم، بايد به اصل عدم جواز تمسّك نمود.
علاوه بر روايتهايى كه به ممنوعيّت تنبيه بدنى اشاره دارند، روايتهايى نيز وجود دارند كه در باب اكرام و محبّت به كودكان و دانشآموزان از ائمّهى معصومين: صادر شدهاند؛ و به طور كلّى در آنها توصيه شده است كه در ارتباط با ديگران، به رفق و مدارا عمل شود، و افراد از هر نوع خشونت و تندى، به ويژه در برخورد با كودكان پرهيز كنند. به عنوان نمونه:
شخصى مىگويد: از دست پسرم نزد موسى بن جعفر (ع) شكايت بردم؛
[١]. همان، ج ٢، ص ٢٣٤، ح ١٢؛ همان، ج ٨، ص ٥٩٧، ح ١.
[٢]. محمّد بن حسن طوسى، المبسوط، ج ٦، ص ٢٧٧؛ «قد نهى رسول الله (ص) عن تعذيب الحيوان»؛ زين الدين عاملى (شهيد ثانى)، مسالك الافهام، ج ١١، ص ٤٨٣؛ «... لما فيه من تعذيب الحيوان المنهى عنه».
[٣]. نهج البلاغه، ج ٣، ص ٥٥؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج ٦٨، ص ٣٢٨؛ «فإنّ العاقل يتّعظ بالأدب والبهائم لا تتّعظ إلّا بالضرب».