تنبيه بدنى كودكان - حسينى خواه، سيدجواد - الصفحة ٧٩ - ٢ تعزير
نشده، و از قرائن فهميده مىشود كه مراد تعزير است؛ اين احاديث هم به ضرب اشاره دارند و هم به غير آن؛ مثلًا: سماعه مىگويد:
از امام صادق (ع) سؤال كردم: شهودى كه به باطل و دروغ شهادت دادهاند، به چه كيفرى عقوبت مىشوند؟ فرمود: «بايد تازيانه بخورند؛ حدّى كه وقت و اندازهى آن به دست امام است؛ و علاوه بر ضرب، بايد آنها را در ميان مردم بگردانند تا شناخته شوند.» [١] از مجموع اين روايات، مىتوان استفاده كرد: اولًا، تعزير با عقوبت (مجازات)، تعذيب و تأديب مترادف است؛ ثانياً، از روايات دستهى چهارم دانسته مىشود كه مجازاتِ شخص، منحصر در ضرب نيست، بلكه عام بوده و ديگر عقوبات، مانند: حبس، معرّفى مجرم به جامعه و ... را شامل مىشود؛ و ثالثاً، داراى مراتب مختلفِ سبك، متوسط و شديد است.
اما در اصطلاح فقهاى شيعه، از نظر بيشتر فقيهان، تعزير عقوبتى است كه شارع اندازهى معيّنى براى آن تعيين نكرده است. ابوالصلاح حلبى [٢] و ابن ادريس [٣] مىگويند:
«تعزير همان تأديب است كه به فرمان خداوند متعال بر مجرم اعمال مىشود تا سبب شود او و ديگران از انجام گناه خوددارى كنند.» [٤] مرحوم شهيد ثانى [٥] و صاحب جواهر [٦] نيز در تعريف تعزير آوردهاند:
«تمام گناهانى كه مجازاتهاى معين دارند، حدّ ناميده مىشوند؛ و گناهانى كه چنين نيستند و مجازاتشان تعيين نشده، تعزير نام دارند.» [٧] تعداد ديگرى از فقها نيز در بيان مفهوم و تعريف تعزير، نظير آنچه بيان شد را
[١]. همان، باب ١١ از ابواب بقية الحدود، ص ٥٨٥، ح ٢؛ «عن سماعه، قال: قال: شهود الزور يجلدون حداً ليس له وقت، وذلك إلى الامام، ويطاف بهم حتى يعرفوا فلا يعودوا ...».
[٢]. الكافى، ص ٤١٦.
[٣]. السرائر، ج ٣، ص ٥٣٥.
[٤]. والتعزير تأديب تعبّداً لله سبحانه به لردع المعزّر و غيره من المكلّفين.
[٥]. مسالك الافهام، ج ١٤، ص ٣٢٦.
[٦]. جواهر الكلام، ج ٤١، ص ٢٥٥.
[٧]. كلّ ما له عقوبة مقدّره يسمّى حدّاً وما ليس كذلك يسمّى تعزيراً.