تنبيه بدنى كودكان - حسينى خواه، سيدجواد - الصفحة ٢٤٧ - ج) مفهوم اصل عالىترين منافع كودكان در نظام بينالملل حقوق بشر و فقه اماميه
صورتى است كه كودك با آگاهى از ناپسندى عملش، آن را تكرار كند. زيرا، اصل بر اين است كه در صورت امكان، خلافِ كودك- به خاطر كودكىاش- ناديده انگاشته شود. نقل شده است مردى خدمت پيامبر اكرم (ص) آمد و عرض كرد: خانوادهام عصيان و نافرمانى مىكنند، چگونه آنان را تنبيه كنم؟ حضرت فرمود: «آنها را ببخش». آن شخص براى بار دوم و سوم سؤال خود را تكرار كرد و حضرت نيز همان پاسخ را فرمودند. تا اينكه در مرتبهى چهارم، پيامبر اسلام (ص) مىگويد: اگر [چارهاى جز تنبيه نبود و] تنبيه كردى، به اندازهى جرم و گناهشان آنها را تنبيه كن [و فراتر مرو]؛ و از صورت بپرهيز. [١] نكتهاى كه از اين حديث استفاده مىشود، اين است كه بايستى از زدن به جاهاى حسّاس بدن كودك، مثل سر و صورت پرهيز كرد.
نكتهى مهم ديگر- با توجّه به اينكه تنبيه به عنوان يك عامل بازدارنده صورت مىپذيرد و به عنوان يك روش تربيتى اوّلى نيست كه در تمام حالات و موقعيتها بتوان از آن استفاده كرد و نتيجهى مطلوب گرفت،- اين است كه تنبيه بايستى گاه به گاه و به صورت استثنايى انجام گيرد تا نتيجهبخش باشد؛ زيرا، اگر تنبيه به صورت عادت درآيد، به تدريج كودك با آن مأنوس شده و به آن خو مىگيرد. و در اين صورت، ديگر اثرى نخواهد داشت.
امير مؤمنان على (ع) در اين زمينه مىفرمايد:
[١]. نورالدين على بن ابىبكر هيثمى، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج ٨، ص ١٠٦؛ ابن اثير جزرى، أسد الغابة فى معرفة الصحابة، ج ١، ص ٢٨٢؛ «روى معاوية بن صالح عن أسد بن وداعة عن رجل يقال له جزء- جزى- قال: يا رسول الله إنّ أهلى يعصونى فبم أعاقبهم؟ قال: تغفر. ثمّ عاد الثانية، حتّى قالها ثلاثاً، فقال: تغفر؛ قال: فإن عاقبت فعاقب بقدر الذنب واتّق الوجه».