قاعده فراغ وتجاوز - حسينى خواه، سيدجواد - الصفحة ١٣٤ - بررسى روايت موثّقهى بكير بن اعين
حضرت در اين روايت در پاسخ به ين سؤال كه وظيفهى شخص در صورت شكّ بعد از وضو چيست؟ مىفرمايند: اين شخص در هنگام وضو بيشتر حواسش جمع است تا هنگام شكّ.
در اين روايت، چند مطلب بايد بررسى شود:
١- متعلّق شكّ در عبارت «الرجل يشكّ بعد ما يتوضّأ» چيست؟ آيا شخص در صحّت مجموع عمل شكّ دارد؟ يعنى مىداند تمام اجزاى وضو را بهجا آورده است ولى در صحّت آن شكّ دارد؛ يا آن كه شخص در وجود جزئى از اجزاى وضو شكّ دارد؛ و يا اين كه اعمّ است و هر دو- هم شكّ در وجود و هم شكّ در صحّت مجموع عمل- را شامل مىشود؟
به نظر مىرسد در ميان اين احتمالات، احتمال سوّم صحيح است؛ و ظاهر اين است كه متعلّق شكّ، هم مىتواند صحّت مجموع مركّب باشد و هم وجود جزء معيّنى از اجزاى عمل. بنابراين، مورد روايت عبارت است از شكّ بعد العمل در وجود يا صحّت عمل كه مجراى قاعده فراغ است؛ چون ملاك قاعده فراغ- همانطور كه گفته شد- شكّ بعد از انجام و اتمام عمل است.
٢- مطلب دوّم اين است كه آيا ملاك اذكرّيت، هم در قاعده فراغ وجود دارد و هم در قاعده تجاوز؟ براى پاسخ به اين سؤال بايد گفت: ترديدى نيست كه تعبير «هو حين يتوضّأ أذكر منه حين يشكّ» تعبّد شرعى نيست و امام عليه السلام در مقام بيان ملاك شرعى نيست؛ بلكه اين تعبير به يك امر واقعى و عقلايى اشاره دارد. به همين جهت، بايستى سراغ عقلا رفت تا معلوم شود عقلا، «اذكريّت» را در كجا مطرح مىكنند؛ آيا عقلا، اذكريّت را فقط بعد از عمل مطرح مىكنند و مىگويند: اگر پس از اتمام عمل در صحّت آن و يا در وجود جزئى از اجزاى آن شكّ كردى، به اين شكّ اعتنا نكن؛ چرا كه هنگام انجام عمل، اذكر بودى. و يا آن كه عقلا همين بيان را در مورد شكّ در اثناى عمل نيز دارند؛ به عنوان