قاعده فراغ وتجاوز - حسينى خواه، سيدجواد - الصفحة ١٢ - مقدّمه ناشر
فروعات آن، به اين حقيقت نيز مىرسيم كه تبيين تمام آنها به صورت تفصيلى صورت نگرفته و گاه مطالب در قالب كليّات بيان شده است؛ از اين رو اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام دوستانشان را براى بدست آوردن احكام به اصحابشان ارجاع داده و نيز اصحابشان را با بيان اين كه «إنّما علينا أن نلقي إليكم الاصول وعليكم أن تفرّعوا» [١] تحريص به اجتهاد و تشويق به استنباط احكام شرعى از كلياتى كه در اختيارشان گذارده بودند مىكردند.
بنابراين ما نياز به دانشى داريم كه در آن كيفيت استنباط صحيح احكام، آموزش داده شود و آن همان دانش فقه است.
فقه از جمله علومى است كه پس از علم به مبدأ از اهميّت بيشترى برخوردار است، زيرا از يك سو هر عملى از اعمال انسان محكوم به يكى از احكام شرعى، اعمّ از تكليفى يا وضعى است؛ و از سوى ديگر، هر روز جامعهى بشرى با مسائل نوينى روبروست كه سابقهاى در كتابهاى فقهى پيشينيان ندارد و حلّ اين گونه مسائل، مستلزم تلاش پيگير و بىوقفه فقيهان است و در اين راستا، قناعتِ بر ذخائر گذشته جز خسران نتيجهاى بر آن مترتب نيست؛ چرا كه علم دريايى است بىكران، با ژرفايى نامحدود، بشر هرگز از توليد علم بىنياز نبوده و نخواهد بود، اگرچه ما بر سر سفره پيشينيان نشسته و از ذخائر گذشته بهره مىگيريم، ولى چه بسا نسل حاضر بتواند با كاوشى جديد و كشفى علمى، ميدان جديدى را براى نشر علم و دانش مهيا ساخته و راهگشاى آيندگان باشد.
در علم فقه، فقيهان گاه به كلياتى مىرسند كه احكام موضوعات كثيرهاى از آنها قابل استنباط است؛ از اين كليات با عنوان «قواعد فقهيه» ياد مىشود، اگرچه كاربرد اين قواعد يكسان نيست، ولى به هرحال به لحاظ تعميم آنها نسبت به مسائل فرعى فقهى از ديرباز مورد توجه فقيهان پيشين قرار گرفته و كتابهاى مستقلّى دربارهى آنها تدوين كردهاند.
علم فقه نيز همانند ديگر علوم از رشد فزايندهاى برخوردار است؛ چه بسا در ذخايرى كه از سلف صالح به دستمان رسيده است، شاهد كتابى باشيم كه جامع كثيرى
[١]. محمّد بن حسن حرّ عاملى، وسائل الشيعه، ج ٢٧، ص ٦٣، ح ٥١.