تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٩٠ - کلمهها
کلمهها
تبتئس: بؤس: حزن و اندوه. ابتئاس: اندوه توأم با تضرع فَلا تَبْتَئِسْ:
محزون مباش و جزع مکن.
فلک: کشتی. آن در مفرد و جمع به کار میرود و با قرائن فهمیده میشود.
باعیننا: عین چشم. اعین: چشمها. مراد از «باعیننا» مراقبة و حفظ است.
جمع آمدن چنان که المیزان فرموده برای شدت مراقبت میباشد.
وَ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنا: کشتی را زیر مراقبت و حفظ ما بساز.
فار: فور: غلیان و جوشیدن. اصل آن به معنی بالا آمدن است فارَ التَّنُّورُ یعنی: آب از تنور فوران کرد.
مجراها:
مجری مصدر میمی است به معنی جاری شدن و جاری کردن ولی در آیه معنای اول
مراد است، بعضی به ضم میم خواندهاند به معنی جاری کردن.
مرسیها: مرسی (به ضم- م) مصدر میمی است به معنی ایستادن، اصل آن رسو به معنی ثبات است، مرسی به معنی متوقف کردن نیز آید.
معزل: عزل: کنار کردن. معزل (بر وزن محمل) اسم مکان است به معنی کنار. گویند: «هو بمعزل عن الحق» یعنی او از حق کنار است.
ساوی: اوی: نازل شدن، لاحق شدن. سَآوِی إِلی جَبَلٍ: زود به کوهی پناه میبرم و به آن لاحق میشوم.