تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٢١ - شرحها
مکاء: صفیر، «مکا یمکو مکاء: صفر بفیه».
تصدیة: صد و: کف زدن. تصدیه: زدن دست بر دست. صدی: صدایی که از کوه منعکس میشود (قاموس قرآن).
شرحها
این آیات راجع به ما قبل هجرت و تکههایی از جریانات آن حضرت و کفّار در
مکه است. راجع به وَ إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ إِنْ کانَ ... مطلبی هست که
در تفسیر آن خواهد آمد، آمدن این آیات در بیان جنگ بدر به نظرم یکی در
رابطه با آیه فَآواکُمْ وَ أَیَّدَکُمْ بِنَصْرِهِ و مصداق آنست و یکی در
بیان توجیه شکست و خواری مشرکان، که اعمال گذشتهشان سبب آن شکست و بدبختی
شد، آیه اوّل اشاره به جریان هجرت رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله و سبب
آنست، این پنجمین «اذ» در بیان الطاف خدا در آیات «بدر» است.
خلاصه
جریان آنکه: چون اسلام در مکه قوت گرفت و به مدینه نیز رسید مدینه پایگاهی
برای مسلمانان گردید، کفّار مکه احساس خطر کرده به فکر چاره افتادند، در
انجمنی که در «دار الندوه» تشکیل گردید به مشورت پرداختند رأی اول آن بود
که آن حضرت را حبس کنند و انتظار کشند تا از دنیا برود، این رأی مردود شد
به علّت آنکه خاندان بنی هاشم چنان ننگی را قبول نخواهند کرد، در نتیجه کار
به اختلاف و خونریزی خواهد کشید، رأی دوم آن بود که آن حضرت را از مکّه
بیرون کنند، این رأی نیز پذیرفته نشد به دلیل آنکه میرود اعراب را دور خود
جمع میکند، سپس به مکه حمله کرده و آنجا را مسخّر میکند.
رأی سوم آن بود که از هر قبیله یک نفر آماده شده و همگی به یک بار حمله