تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٦ - شرحها
القصص»: حکایت کن داستان یا داستانها را.
ذرءنا: ذرء: آفریدن ذرء، انشاء، احداث و خلق نظیرهم هستند.
آذان: اذن (بر وزن شتر): گوش. جمع آن آذان است.
انعام: چهارپایان. مراد از آن مطلق چهارپایان است نه فقط گاو، گوسفند و شتر، مفرد آن نعم (بر وزن شرف) و نعم گاهی جمع آید.
شرحها
سیاق آیات نشان میدهد که «علیهم» راجع به یهود است یعنی: بر آنها این
قصه را بخوان در این آیات حکایت شخصی آمده که خدا آیات خود را به او داده
بود و او میتوانست با آن آیات خود را مقرب درگاه خدا کند ولی پی امیال
نفسانی رفت و شیطان او را تعقیب نمود و آیات از اختیارش خارج شد و به حالتی
رسید که موعظه و عدم موعظه نسبت به او یکسان بود، آن گاه آمده که هر کس
آیات خدا را تکذیب کند باین حالت دچار شود.
سپس فرموده: بسیاری از اشخاص
بالاخره اهل جهنم خواهند بود که از چشم و گوش و قلب خود که برای هدایت است
استفاده نمیکنند، نقل این حکایت برای یهود آن است که آنها نیز علائم و
بشارات رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله به آنها رسید ولی از آنها بهره
نبردند و هر که خواهشهای نفسانی را بر هدایت خدایی ترجیح دهد مشمول این مثل
است.
بنا بر روایات، آن شخص نامش بلعم پسر باعوراء یا بلعام بن باعور
بود که اسم اعظم میدانست و چون دعا میکرد مستجاب میشد در المیزان از
تفسیر قمی از پدرش از حسین بن خالد از حضرت رضا علیه السّلام نقل شده: بلعم
بن باعورا