تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٥٥ - کلمهها
کلمهها
یلمزک: لمز: عیب و عیب گرفتن «لمزه لمزا. عابه» یلمزک: بر تو عیب میگیرد.
یسخطون: سخط (بر وزن شرف و عذر): غضب شدید «یسخطون» بشدّت خشمگین میشوند آن بر وزن شرف مصدر نیز آید.
حسبنا: حسب (بر وزن عقل) به کفایت به کار رود «حسبنا» بس است ما را.
صدقات:
جمع صدقه، صدقه چیزی است که شخص از مال خود قربة الی اللَّه میدهد اعم از
صدقه واجب و مستحبّ، علّت این تسمیه آنست که بنده به وسیله آن عبودیت خویش
را اظهار میکند.
فقراء: فقر: حاجت. فقیر: حاجتمند. جمع آن فقراء است.
احتیاج را از آن فقر گفتهاند گویی ستون فقرات شخص شکسته است که به مرادش
نمیتواند برسد.
مساکین: سکون: آرام گرفتن بعد از حرکت. مسکین: درمانده،
کسی که در اثر گرفتاری درمانده و آرام شده است. بنا بروایت، مراد از
مساکین در آیه کسانی هستند که حالشان از فقیر بدتر است.
مؤلفة: الف (بر
وزن جسر) و الفت: پیوند و جمع شدن با میل و رغبت تألیف: جمع کردن و الفت
دادن الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ کسانی که قلوب آنها تألیف شده مراد کسانی
از کفار و مانند آنند که برای جلب قلوبشان به آنها زکاة داده میشود.
رقاب:
رقبه: گردن. مراد از آن برده و غلام است جمع آن رقاب میباشد این استعمال
از باب اطلاق جزء بر کلّ است.