تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٩٨ - نکتهها
نکتهها
جامعه و فرد در قرآن:
در زمینه آیه ... لِکُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذا
جاءَ أَجَلُهُمْ که در آیات گذشته بررسی شد و در آیه ٣٤ سوره اعراف گذشت و
در سورههای حجر/ ٥، نحل/ ٦١، مؤمنون/ ٤٣ و سبأ/ ٣٠ نیز آمده است، مطلبی در
کتاب جامعه و تاریخ از مرحوم شهید مطهری ص ٢١ به بعد نقل شده که فشرده آن
را در اینجا میآوریم:
قرآن هم فرد را اصیل میداند و هم جامعه را، وجود
افراد را در وجود جامعه حل شده نمیداند، قرآن برای امتها (جامعهها)
سرنوشت مشترک، نامه عمل مشترک، فهم و شعور، عمل، طاعت و عصیان قائل است [١]
بدیهی است که در این صورت باید امت وجود عینی داشته باشد، در آیه وَ
لِکُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا یَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً
وَ لا یَسْتَقْدِمُونَ اعراف/ ٣٤ سخن از یک حیات و زندگی است که لحظه پایان
دارد و تخلف ناپذیر است نه پیش افتادنی است و نه پس افتادنی و این حیات به
«امت» تعلق دارد نه به افراد در سوره مبارکه جاثیه آیه ٢٨ میفرماید:
کُلُّ أُمَّةٍ تُدْعی إِلی کِتابِهَا هر امت و جامعهای به سوی «کتاب» و
نوشته خودش برای رسیدگی خوانده میشود، پس معلوم میشود نه تنها افراد، هر
کدام کتاب و نوشته و دفتری مخصوص به خود دارند، جامعهها نیز از آن جهت که
در شمار موجودات زنده و شاعر و مکلف و قابل تخاطب هستند و اراده و اختیار
دارند و به سوی نامه عمل خود خوانده میشوند.
در سوره انعام آیه ١٠٨
میفرماید: زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ عمل هر امتی را برای خود
آنها زیبا قرار دادهایم، این آیه دلالت میکند که یک امت، شعور
[١] رجوع شود به المیزان ج ٤ ص ١٠٢.