ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٣٨ - مقصود
خداوند شكيبا باشند.
برخى گويند: يعنى بهشت به كسى داده ميشود كه بر طاعت خدا صبر كنند و از زينت دنيا چشم بپوشند.
(فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الْأَرْضَ): او و خانهاش را بزمين فرو برديم.
سدى گويد: قارون زنى بد كاره از بنى اسرائيل طلبيده، به او گفت: دو هزار درهم بتو ميدهم كه فردا نزد من بيايى و در حضور بنى اسرائيل بگويى: موسى از جان من چه ميخواهد كه مرا اذيت ميكند؟ زن قبول كرد و پول را گرفت. وقتى به خانه برگشت، پشيمان شده، گفت: واى بر من، هر گناهى را مرتكب شدهام جز تهمت بستن به پيامبر خدا، فردا كيسههاى پول را برداشته، نزد قارون رفت و چون بنى اسرائيل جمع شدند، گفت: قارون اين دو كيسه پول را بمن داده كه نزد شما بيايم و موسى را متهم كنم. پناه بخدا مىبرم كه بخواهم به پيامبر خدا افترا ببندم. اين كيسهها از قارون است و نشان مهر او نيز بر كيسهها گواه من است. بنى اسرائيل مهر قارون را شناختند. موسى خشمگين شد و قارون را نفرين كرد. به او وحى شد كه بزمين دستور دادهام كه در فرمان تو باشد. موسى گفت: اى زمين، قارون و مسندش را فرو ببر. زمين شروع كرد به بلعيدن مسندش. قارون كه اين صحنه را ميديد، موسى را به حق خويشاوندى سوگند داد. موسى گفت: او را بگير، پاهايش پنهان شد. بعد زانوانش تا به گلوگاه رسيد و او هم چنان موسى را سوگند ميداد تا بزير خاك رفت. بموسى خطاب آمد: قارون ترا به خويشاوندى سوگند داد. به او رحم نكردى. اگر مرا خوانده بود و از من كمك خواسته بود نجاتش ميدادم. (اين مطلب هم نقضى است بر پيامبر خدا كه مطابق روايات اهل تسنن است و با مذاق شيعه سازش ندارد، در متن قرآن هم نيست: م) همين كه قارون بزير خاك رفت، بنى اسرائيل گفتند: موسى اينكار را كرد كه اموال قارون را به ارث ببرد- كه پسر عمويش بود- ظرف مدت سه روز خانه و اموال قارون نيز بزمين فرو رفت و هيچكس بر ثروت او دست نيافت.