ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١١٧ - مقصود
تكذيبم ميكنند. از اينرو گفت: گويا اوست. آن گاه به او گفتند: همين تخت تست كه درهاى بسته و نگهبانان نتوانستند آن را، محافظت كنند.
(وَ أُوتِينَا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِها وَ كُنَّا مُسْلِمِينَ): بلقيس گفت: ما پيش از ديدن اين معجزه عجيب به نبوت سليمان علم داشتيم و امر او را مطيع بوديم.
برخى گويند: اين قسمت از كلام سليمان است. يعنى ما از پيش به خدا و قدرتش علم داشتيم و در پيشگاهش اخلاص ميورزيديم، و بقولى يعنى: ما از پيش ميدانستيم كه بلقيس بخداى يكتا ايمان مىآورد.
برخى گفتهاند: اين قسمت از كلام قوم سليمان است.
(وَ صَدَّها ما كانَتْ تَعْبُدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ): مجاهد گويد: يعنى پرستش خورشيد، بلقيس را پس از ديدن اين اعجاز از عبادت خداوند بازداشت.
برخى گفتهاند: يعنى سليمان بلقيس را از پرستش خورشيد منع كرد.
برخى گفتهاند: يعنى ايمان بخدا او را از پرستش خورشيد باز داشت.
(إِنَّها كانَتْ مِنْ قَوْمٍ كافِرِينَ): بدنبال بيان فوق ميگويد: بلقيس از قومى بود كه خورشيد مىپرستيدند و در ميان آنها بزرگ شده بود و جز پرستش خورشيد چيزى نياموخته بود.
(قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ): صرح جاى گسترده و سر باز است. ميگويند: هنگامى كه سليمان ملكه سبا را ديد، به شياطين امر كرد كه صرح بسازند. صرح سطحى است از شيشه كه در زير آن آب است و در داخل آب ماهى و قورباغه و جانوران آبزى ريختند، آن گاه تختى در وسط آن گذاشتند و سليمان بر روى آن نشست، برخى گفتهاند:
صرح قصر شيشهاى است و از درخشندگى همچون آب است.
ابو عبيده ميگويد: هر بناى شيشهاى يا سنگى محكمى را صرح مىنامند.
سليمان فرمان ساختن چنين بنائى را داد براى اينكه عقل بلقيس را آزمايش كند و ببيند آيا وى با ديدن اين آثار عجيب ايمان به خدا مىآورد يا نه؟
برخى گويند: جنيان مىترسيدند كه سليمان با بلقيس ازدواج كند و هميشه