ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٢١ - مقصود
ترجمه:
و بسوى ثمود فرستاديم برادرشان صالح را كه خداوند را پرستش كنيد. آنها دو فرقه شده، بخصومت پرداختند. گفت: اى قوم، چرا پيش از نيكى تعجيل به عذاب مىكنيد؟ چرا از خداوند طلب مغفرت نميكنيد؟ شايد به شما رحم شود. گفتند:
ترا و همراهانت را به فال بد گرفتهايم. گفت: شومى شما- به سبب كفرتان- از ناحيه خداست، بلكه شما مورد آزمايش قرار ميگيريد. و در شهر نه نفر بودند كه فساد ميكردند و اصلاح نميكردند. گفتند: سوگند ياد كنيد بخدا كه او و خاندانش را بكشيم آن گاه به بازماندگانش بگوئيم كه ما از هلاكت ايشان خبر نداريم و ما راست مىگوئيم.
آنها به نيرنگ پرداختند و ما كيفر نيرنگشان را داديم و آنها نميدانستند. ببين كه چگونه است عاقبت نيرنگشان كه آنها و قومشان را هلاك كرديم. اين است خانههاى آنها كه بواسطه ظلم ايشان خالى مانده است. در اين براى مردمى كه بدانند، آيتى است و آنها كه ايمان آورده و تقوى پيشه كردند نجات داديم.
قرائت:
لنبيتنه: كوفيان بجز عاصم بصيغه مخاطب و جمع خواندهاند، همچنين «لنقولن» را.
انا: حجازيان و ابو عمرو و سهل بكسر همزه و ديگران بفتح خواندهاند.
مقصود:
بدنبال قصه سليمان به نقل قصه صالح پرداخته، مىفرمايد:
(وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ): بسوى قوم ثمود فرستاديم صالح را كه با ايشان خويشاوندى داشت تا به آنها بگويد: خداى يكتا را بپرستيد و براى او شريك قرار ندهيد.
(فَإِذا هُمْ فَرِيقانِ يَخْتَصِمُونَ): اينها دو گروه شدند: گروهى مؤمن و گروهى كافر و هر كدام ديگرى را تخطئه ميكرد.
(قالَ يا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ): صالح بگروهى كه تكذيبش