ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤٤ - مقصود
وهب مىگويد: اين موجود صورتش شبيه صورت انسان و ساير اندامش شبيه مرغ است. چنين موجودى جز از معجزات الهى نخواهد بود. از على (ع) روايت شده است كه اين موجود صاحب عصا و حديده است.
از امام صادق (ع) روايت شده كه مردى به عمار ياسر گفت: آيهاى در كتاب خدا قلبم را فاسد كرده است. عمار پرسيد: كدام آيه؟ گفت: اين آيه:( أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً) مقصود از دابه زمين چيست؟ عمار گفت: بخدا نمىنشينم و نميخورم و نمىنوشم تا بتو نشان دهم. عمار با آن مرد نزد على (ع) آمد. حضرت مشغول خوردن خرما و سرشير بود فرمود: بيا. عمار نشست و با حضرت مشغول خوردن شد. آن مردم تعجب كرد. وقتى كه عمار برخاست، آن مرد گفت: سبحان اللَّه! تو قسم خوردى كه نخورى و ننوشى مگر اينكه آن دابه را بمن نشان دهى. عمار گفت: اگر عقل دارى بتو نشان دادم.
همين داستان را عياشى از ابو ذر نقل كرده است.[١]( تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ). اين موجود عجيب با مردم سخن مىگويد كه آنها به آيات ما يقين نداشتند. برخى گفتهاند: يعنى مردم به سخن اين موجود و خروج او يقين نداشتند.
به احتمال بعضى از مفسران كلام آن موجود با مردم اين است كه مؤمن و كافر را مشخص مىسازد يا اينكه كفار را با سخنان ناخوشايندشان به سوى آتش مىراند.
(وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآياتِنا فَهُمْ يُوزَعُونَ):
روزى كه از هر امتى گروهى از آنها كه آيات ما را تكذيب مىكنند محشور مىكنيم
[١]- مطابق اين روايت، مقصود از آن موجود على( ع) و بنا بر اين روايت در باره رجعت است. ممكن است نظر اين باشد كه آن موجود نمونهاى است از على( ع) و همان حضرت مهدى( ع) است بهر حال آيه و روايات ناظر بيك حقيقت و از ملاحم مىباشند.