ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٣٣ - مقصود
عبور كرد. آنها كه زينت زندگى دنيا را ميخواستند، گفتند: كاش ما را مثل آنچه به قارون داده شده است بود. كه او بهرهاى بزرگ دارد. آنها كه دانش و آگاهى داشتند، گفتند: واى بر شما. ثواب خدا براى كسى كه ايمان آورد و عمل صالح كند بهتر است و جز شكيبايان به آن نمىرسند. خودش و خانهاش را به زمين فرو برديم و او را جز خدا لشكرى نبود كه ياريش كنند و از يارى كنندگان خويشتن نبود. آنها كه ديروز آرزو ميكردند كه در جاى او باشند، گفتند: آه. اين خداست كه براى هر كه خواهد روزى را گسترش ميدهد و براى هر كه خواهد تنگ ميگيرد. اگر خدا بر ما منت نگذاشته بود ما را بزمين فرو مىبرد. راستى كه كافران روى رستگارى نمىبينند.
قرائت:
حنيف: گروهى به صيغه معلوم و گروهى به صيغه مجهول خواندهاند.
ويكأن: يعقوب چنين خوانده است: «ويك انه» بهر حال «وى» كلمه تعجب است و كاف ممكن است براى خطاب يا جزء «كان» باشد.
لغت:
بغى: سركشى كنز: گنج مفاتح: جمع مفتح كليدها يا گنجها عصبة: جماعت و گروه
مقصود:
(إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى): قارون از طايفه موسى و پسر خاله او بود. چنان كه از امام صادق (ع) روايت شده است. ابن جريح گويد: پسر عموى موسى بود. زيرا قارون پسر يصهر بن فاهث و موسى پسر عمران بن فاهث بود.
محمد بن اسحاق گويد: موسى برادرزاده قارون بود.
(فَبَغى عَلَيْهِمْ): او بواسطه گنجها و ثروتهاى فراوان، در مقابل بنى اسرائيل