ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٠٧ - مقصود
كرد، عهد ما را در باره تو فراموش كردند.
(وَ ما كُنْتَ ثاوِياً فِي أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِنا): تو در شهر مدين در ميان قوم شعيب نبودى كه آيات ما را بر ايشان بخوانى.
مقاتل گويد: يعنى تو در ميان مردم مدين نبودى كه اخبار ايشان را براى مردم مكه بخوانى.
(وَ لكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ): لكن ما ترا بسوى اهل مكه فرستاديم و اين اخبار را براى تو بيان كرديم تا به ايشان بگويى و دليل باشد بر صحت نبوتت.
برخى گويند: يعنى تو نيكى ما را نسبت به بندگان از لحاظ ارسال پيامبران و آشكار كردن معجزات و نازل كردن كتابها با آيات روشن و بمنظور هدايت، مشاهده نكردهاى و اگر وحى آسمانى نبود از آنها آگاهى نداشتى و بسوى آنها هدايت نميشدى.
(وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الطُّورِ إِذْ نادَيْنا): و تو در كنار كوهى كه در آنجا با موسى تكلم كرديم و بر او ندا كرديم كه كتاب آسمانى را با نيرومندى بگيرد حاضر نبودى.
برخى گويند: منظور از اين قسمت، آن بار دومى است كه موسى هفتاد نفر از قوم خود را بكوه طور برد كه كلام خدا را بشنوند.
(وَ لكِنْ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ): لكن خداوند نعمت نبوت را بتو عطا فرمود و ترا براى مأموريت عظيم رسالت برگزيد و اينها را بتو اعلام كرد تا معجزه تو باشد.
(لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أَتاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ): تا عرب را كه پيش از تو پيامبرى نداشتهاند، بترسانى كه بينديشند و عبرت گيرند و از گناهان دورى كنند.
اين آيه دلالت بر وجوب لطف دارد. زيرا انذار و دعوت، لطفى است از جانب خداوند كه در پذيرش مردم مؤثر و وسيله تقرب ايشان بخداست.
(وَ لَوْ لا أَنْ تُصِيبَهُمْ مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَيَقُولُوا رَبَّنا لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آياتِكَ وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ): اگر بدون فرستادن رسول آنها را عقاب ميكرديم و بكيفر كردار گرفتار مىساختيم، مىگفتند: چرا پيامبرى نفرستادى