ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٣٤ - مقصود
بقدرت نمايى و خودنمايى پرداخت و بر آنها تعدى كرد. اين معنى از قتاده است. وى گويد: قارون را بواسطه زيبايى صورت «منور» ميخواندند و در ميان بنى اسرائيل هيچكس تورات را بهتر از او نميخواند. ولى مثل سامرى منافق بود و بر آنها تعدى كرد.
سعيد بن مسيب و ابن عباس گويند: او از طرف فرعون بر بنى اسرائيل حكمرانى ميكرد و هنگامى كه بنى اسرائيل در مصر بودند بر آنها ستم ميكرد.
برخى گويند: او لباس خود را يك وجب از لباس بنى اسرائيل بلندتر كرده بود.
(وَ آتَيْناهُ مِنَ الْكُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ): و به او گنجهايى داديم كه كليدهايش را گروهى نيرومند بدشوارى حمل ميكردند. ممكن است منظور از مفاتح گنجها يا كليدها باشد. اگر منظور گنجها باشد، معنى آيه اين است كه: گنجهاى او را گروهى نيرومند حمل ميكردند. نظير:(وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ ...) (گنجهاى غيب در نزد خداوند است: انعام ٥٨) برخى گويند: قارون به يكى از گنجهاى يوسف دست يافته بود.
در باره آن گروه (عصبه) اختلاف است. برخى گويند: بين ده تا پانزده نفر و برخى گويند: بين ده تا چهل نفر و برخى گويند: چهل نفر و برخى گويند: بين سه تا ده نفر است. برخى گويند: عصبه جمعيتى است كه تعصب يكديگر دارند.
(إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ): بنى اسرائيل به قارون گفتند: به سبب گنجها سبكسرى و شادى مكن كه خدا مردمى را كه چنين باشند دوست نميدارد. شاهد اينكه فرح در اينجا به معنى سبكسرى و غرور است، اين است:
|
و لست بمفراح اذا الدهر سرنى |
و لا جازع من صرفه المتقلب |
|
هر گاه روزگار خوشحالم كند، سبكسرى نميكنم و از گردش روزگار بىصبرى و ناشكيبايى ندارم.
(وَ ابْتَغِ فِيما آتاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا):
مؤمنين بنى اسرائيل به قارون گفتند: از اين نعمتها كه خداوند بتو داده است استفاده كن و در پى تحصيل آخرت باش و اين اموال را در راه خير انفاق كن و نصيب