ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٤٤ - مقصود
(وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزَى الَّذِينَ عَمِلُوا السَّيِّئاتِ إِلَّا ما كانُوا يَعْمَلُونَ):
كسانى كه مرتكب بدى شوند، تنها به اندازه گناهشان كيفر مىبينند. حال آنكه در مورد نيكى، خداوند از روى تفضل خويش پاداش بيشتر و بزرگتر ميدهد. بنا بر اين، آيه مورد بحث، نظير اين آيه است:(وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى إِلَّا مِثْلَها) (كسانى كه مرتكب بدى شوند جز به اندازه بدى خود كيفر نمىبيند: انعام ١٦٠).
(إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرادُّكَ إِلى مَعادٍ): آنكه بر تو واجب كرده است كه مطابق دستورات قرآن عمل كنى ترا به مكه بر ميگرداند. اين معنى از ابن- عباس و مجاهد و جبائى است. بنا بر اين در آيه، دلالت است بر صحت نبوت. زيرا بدون، هيچ شرط و استثنايى خبر داده است كه پيامبر خدا بمكه باز مىگردد و همين طور هم شد.
قتيبى گويد: معاد انسان وطن اوست. زيرا انسان بهر كجا رود سرانجام به وطن خود مىآيد.
برخى گويند: منظور اين است كه خداوند ترا به مردن مىرساند و برخى گويند: يعنى ترا به قيامت مىرساند. برخى گويند: يعنى ترا به بهشت مىرساند.
منظور اين است كه خدا ترا ميميراند و مبعوث ميكند و داخل بهشت مىكند.
اما ظاهر اين است كه مقصود، عود و بازگشت به مكه است. زيرا عود بمعنى بازگشت است نه به معنى رفتن. بديهى است كه بازگشتن در باره جايى گفته مىشود كه انسان از آنجا آمده باشد. و چون پيامبر خدا از مكه آمده است بازگشت او بمكه درست است. در عين حال در مورد بهشت هم عود و بازگشت صحيح است (چنان كه بروز قيامت هم معاد گفته مىشود) زيرا قرآن در مورد كفار مىگويد:(ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْ لَإِلَى الْجَحِيمِ) (آن گاه بازگشت آنها بسوى جهنم است: صافات ٦٨) اكنون به بيان مطلب ديگرى پرداخته، مىفرمايد:
(قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ مَنْ جاءَ بِالْهُدى وَ مَنْ هُوَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ): اى رسول، به آنها بگو: خداى من داناتر است كه چه كسى سزاوار پاداش و چه كسى گمراه است.