ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٩ - مقصود
حميم: خويشاوندى كه دوستى ورزد.
اعراب:
(هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ): هر گاه بدنبال اين كلمه جوهر واقع شود دو مفعول ميگيرد و مفعول دوم آن صوت است. در اينجا يك مفعول گرفته به تقدير مضاف. يعنى «هل يسمعون دعائكم» و قرينه محذوف(إِذْ تَدْعُونَ) است.
(إِلَّا رَبَّ الْعالَمِينَ): استثناء منقطع و ممكن است استثناء متصل باشد در صورتى كه آنها هم بت پرستيده باشند و هم خدا.
(إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ): منصوب و بدل از مفعول محذوف «ينفع» يعنى «لا ينفع احدا ..» و ممكن است منصوب باشد بنا بر استثناء.
(هُمْ فِيها): مبتدا و خبر و «يختصمون» منصوب بر حاليت و ممكن است «يختصمون» خبر و «فيها» در محل نصب و متعلق به آن باشد.
فنكون: منصوب به تقدير «ان» در جواب تمنى.
مقصود:
اكنون مىفرمايد:
(وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْراهِيمَ): اى محمد، داستان ابراهيم را كه اصل پيامبران و افتخار عرب و مايه تسلى خاطر تو و اندرز مردم است براى ايشان بخوان.
(إِذْ قالَ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ ما تَعْبُدُونَ): كه از راه انكار به پدر و قوم خود گفت: چه مىپرستيد؟
(قالُوا نَعْبُدُ أَصْناماً فَنَظَلُّ لَها عاكِفِينَ): گفتند: بتهايى پرستش مىكنيم و در پيشگاه آنها نماز مىخوانيم. اين معنى از ابن عباس است. برخى گويند: يعنى پيوسته آنها را عبادت مىكنيم.
(قالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ): ابراهيم به آنها گفت: آيا هنگامى كه آنها را ميخوانيد صداى شما را مىشنوند و دعاى شما را مستجاب ميكنند؟
(أَوْ يَنْفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ): آيا اگر آنها را پرستش كنيد به شما نفع مىرسانند