ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٨٠ - مقصود
اعراب:
تلقاء: ظرف مكان.
(لا نَسْقِي): دو مفعول اين فعل حذف شده. يعنى: «لا نسقى الغنم الماء». همچنين:
(فَسَقى لَهُما).
(لِما أَنْزَلْتَ): جار و مجرور متعلق به «فقير» است.
تمشى: حال.
(عَلَى اسْتِحْياءٍ): حال.
(قالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ ...): اين جمله بدل از(فَجاءَتْهُ إِحْداهُما ...) يا حال است به تقدير «قد» و عامل آن «جاءت» يا «تمشى» است.
مقصود:
سپس در باره رفتن موسى به مدين مىفرمايد:
(فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ): موسى از شهر فرعون خارج شد در حالى كه مىترسيد گرفتار و كشته شود و همچنين منتظر بود كه مأمورين سر رسند.
(قالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ): گفت: خدايا مرا از شر ظالمان نجات ده.
ابن عباس گويد: موسى بسوى مدين شتافت در حالى كه راه را آشنا نبود و فقط با اميد و حسن ظن به خداى خويش حركت ميكرد و دعايش اين بود كه:(رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ). برخى گفتهاند: اين فرارى بىپناه در راه مدين نه توشهاى با خود داشت و نه آبى. از گياه صحرا ميخورد و مىرفت تا خود را به آب مدين رسانيد.
(وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْيَنَ قالَ عَسى رَبِّي أَنْ يَهْدِيَنِي سَواءَ السَّبِيلِ): هنگامى كه متوجه سمت مدين كه تا مصر هشت روز راه بود، گرديد، راه را نمىشناخت. از اينرو گفت: اميد است كه خدايم مرا به راه صحيح هدايت كند و از سرگردانى و گم گشتن در بيابانها حفظ فرمايد.
برخى گفتهاند: خودش هم نميدانست كجا مىرود. راهى كه منتهى بمدين مىشد در پيش گرفت و رفت.