ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٠٩ - مقصود
پر كرد و گفت: اين نه از زمين است نه از آسمان[١].
(فَلَمَّا جاءَ سُلَيْمانَ قالَ أَ تُمِدُّونَنِ بِمالٍ): هنگامى كه فرستاده بلقيس نزد سليمان آمد، گفت: مرا بوسيله كثرت مال كمك مىكنيد؟
مقصود اين است كه وى نيازى به مال ندارد.
(فَما آتانِيَ اللَّهُ خَيْرٌ مِمَّا آتاكُمْ): آنچه خداوند از ملك و نبوت و حكمت به من داده، بهتر است از آنچه از دنيا و ثروت آن به شما داده است.
(بَلْ أَنْتُمْ بِهَدِيَّتِكُمْ تَفْرَحُونَ): شما بهدايايى كه بيكديگر ميدهيد خوشحال مىشويد. اما من به اين چيزها خوشحال نميشوم يعنى من توجهى به مال دنيا ندارم.
سپس بفرستاده بلقيس فرمود:
(ارْجِعْ إِلَيْهِمْ): تو با همه هدايايى كه آوردهاى نزد قوم خود برگرد.
(فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لا قِبَلَ لَهُمْ بِها): بخدا سوگند، لشكرى بر سر ايشان فرو مىآورم كه قدرت دفع آن را نداشته باشند.
(وَ لَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْها أَذِلَّةً وَ هُمْ صاغِرُونَ): و بخدا سوگند كه آنها را از شهر يا كشورشان بيرون خواهم كرد. در حالى كه ذليل و فرومايه باشند. مگر اينكه دين مرا بپذيرند و نزد من آيند.
اين عكس العمل سليمان، دليل بسيار روشنى بود بر نبوتش. بلقيس و مردم سبا دانستند كه وى فرستاده خداست و همچون ملوك ديگر شيفته مال و منال نيست.
[١]- تمام اين مطالب از راويان است و در متن قرآن موجود نيست. زيرا اينگونه مطالب با هدف قرآن كه بيان حقيقت و ارشاد و هدايت مردم است چندان مناسبتى ندارد.