ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١١٥ - مقصود
سعيد بن جبير گويد: وى به سليمان گفت: به آسمان نگاه كن. هنوز چشمش به آسمان متوجه بود كه تخت را حاضر كرد.
برخى گويند: ارتداد چشم يعنى نگاه كردن با چشم تا وقتى كه خسته شود و از ديدن عاجز گردد، پس مقصود اين است كه سليمان چشمش را به نقطه دور دستى بدوزد، پيش از آنكه چشمش خسته شود، تخت نزد او حاضر است.
كلبى مىگويد: آصف به سجده افتاد و اسم اعظم خدا را بر زبان راند و دعا كرد:
تخت بلقيس به زمين فرو رفت و از جلو تخت سليمان سر بيرون آورد.
در باره كيفيت آورده شدن تخت هم وجوهى ذكر كردهاند:
١- فرشتگان تخت را به فرمان خدا آوردند ٢- باد آن را آورد.
٣- به اراده خداوند تخت به حركت در آمد و حاضر شد.
٤- به زمين فرو رفت و از جلو سليمان ظاهر گشت.
٥- زمين زير آن پيچيده شد. اين وجه از امام صادق (ع) روايت شده است.
٦- خداوند تخت را در جاى خود معدوم كرد و در مجلس سليمان بوجود آورد. اين قول بنا بر مذهب ابو هاشم نادرست و بنا بر مذهب ابو على جبائى كه فناء بعض اجسام را جايز ميداند درست است.
در اين كلام حذف بسيارى است، زيرا تقدير اين است كه: سليمان به او گفت:
بياور و او از خدا مسألت داشت و تخت حاضر شد و سليمان آن را نزد خود بر سر پا ديد.
(فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قالَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي): هنگامى كه سليمان تخت را پيش خود ديد كه بهمان سرعت حاضر شده است، زبان به شكرگزارى گشوده، گفت: اين از نعمت و احسان خداست بر من. زيرا انجام چنين عمل سريعى با همه صعوبت و تعذرى كه دارد معجزه است و به علو قدر و جلالت و شرافت سليمان دلالت دارد.
(لِيَبْلُوَنِي أَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ): خداوند ميخواهد با اين نعمت مرا بيازمايد كه آيا شكرگزارى ميكنم يا كفر نعمت مىكنم؟