ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٥٧ - مقصود
(وَ جَعَلَ أَهْلَها شِيَعاً): و مردم آن را گروه بندى كرد. قتاده گويد: ميان بنى- اسرائيل و قبطيان فرق ميگذاشت. دسته اول را دچار ذلت و بردگى كرده و بكارهاى سخت واميداشت و دسته دوم را اكرام ميكرد. برخى گويند: مقصود اين است كه بنى اسرائيل را براى اينكه بهتر بتواند آنها را بخدمت وادارد و رام كند، گروه بندى كرده بود.
(يَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَ يَسْتَحْيِي نِساءَهُمْ): گروهى از مردم يعنى بنى اسرائيل را ضعيف ساخته، پسرانشان را سر مىبريد و دخترانشان را زنده مىگذاشت. زيرا كاهنان به او گفته بودند: در بنى اسرائيل پسرى تولد مىشود كه سبب زوال ملك تو خواهد شد.
سدى گويد: فرعون در خواب ديد كه آتشى از بيت المقدس آمد و خانههاى مصر را فرا گرفت. آن گاه قبطيان را سوزانيد و بنى اسرائيل را رها كرد. از اهل دانش تعبير خواست. گفتند: از اين سرزمين مردى بر ميخيزد كه هلاك مصر بدست اوست.
(إِنَّهُ كانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ): فرعون مرد مفسدى بود كه بيگناهان را ميكشت و معصيت ميكرد.
(وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ): فرعون اراده كرده بود كه بنى اسرائيل را براندازد و اراده ما اين بود كه بر آنها كه ضعيف شده بودند منت گذاريم.
(وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً): و آنها را پيشوايان خير و رهبران حقيقت قرار دهيم. اين معنى از ابن عباس است. قتاده گويد: يعنى به آنها ملك و سلطنت بخشيم. اين قول هم در نتيجه با قول اول يكى است. زيرا كسانى كه خداوند به آنها ملك و قدرت بخشد، البته پيشوايان خير و حقيقت خواهند بود. اما آن كسانى كه بر مسند قدرت و حكومت، بمردم ستم روا دارند، حكومتشان نه از جانب خداست. چنان كه مىفرمايد:
(فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً) (ما به خاندان ابراهيم كتاب و حكمت داديم و ملكى عظيم به آنها بخشيديم: نساء ٥٤) ملك و حكومتى كه از جانب خداست واجب الاطاعة است و بنا بر اين امامان و جانشينان