ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٥ - مقصود
را به بهشت ببريد. آن گاه كسانى كه در جهنم مىمانند مىگويند: ما را شفاعت كنندهاى و خويشاوند مهربانى نيست. عياشى از امام صادق (ع) روايت كرده است كه فرمود:
بخدا، شيعيان خود را شفاعت مىكنيم. بخدا شيعيان خود را شفاعت مىكنيم. تا آنجا كه مردم ميگويند: ما را شفاعت كنندهاى و خويشاوندى مهربان نيست. كاش بدنيا بر ميگشتيم تا از مؤمنان مىشديم. در روايت ديگر بجاى مردم «دشمن ما» دارد.
ابان بن تغلب ميگويد: مؤمن در روز قيامت خانواده خود را شفاعت ميكند تا اينكه خدمتكارش باقى مىماند و در حالى كه انگشت سبابه خود را بلند كرده، مىگويد:
خدايا خدمتگزارم مرا از سرما و گرما حفظ ميكرد و او را شفاعت مىكند. در روايت ديگر از امام باقر (ع) است كه: مؤمن همسايه خود را كه هيچ حسنهاى ندارد شفاعت كرده، گويد: خدايا همسايهام جلو اذيت مرا مىگرفت و شفاعتش ميكند حد اقل افرادى كه هر مؤمنى شفاعت مىكند سى نفر است.
(فَلَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ): آن گاه مىگويند: كاش بدنيا بر مىگشتيم و از اهل ايمان مىشديم تا امروز شفاعت مىيافتيم.
(إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ): در اين داستان آيتى و دلالتى است براى آن كسانى كه به ديده عبرت در آن بنگرند. اما بيشتر آنها ايمان نياوردند.
منظور از اين گفتار تسليت خاطر پيامبر و اعلام است به اينكه بدى از قديم بوده است.
(وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ): معناى آن گذشت.