مبدا شناسى - کریمی، جعفر - الصفحة ٥٢
است كه رب و مدبّر جهان غير از خالق آن باشد؛ زيرا خلق كردن موجوداتى با ويژگيهاى خاص و وابستگى به يكديگر، عين تدبير امور آنان است. به طور مثال، وقتى خداوند حيوانى را به گونهاى مىآفريند كه براى ادامه حيات، نياز به علوفه دارد و از سوى ديگر در جهان خارج علوفه را نيز خلق مىكند، خلقت اين دو موجود با اين وابستگى يكى به ديگرى عين تدبير است. به عبارت ديگر مفهوم تدبير از كيفيت آفرينش و وابستگى يكى از اين دو مخلوق به ديگرى انتزاع مىشود، علاوه آنكه لازمه تدبير صحيح و كامل، علم به ويژگيها، نيازها و استعدادهاى مخلوقات است و شناخت اين امور جز از خالق آنها كه مىداند آنها را به چه تجهيزاتى مجهز كرده و چه قوا و استعدادهايى در وجود آنان قرار داده است، برنمىآيد؛ پس جز خالق آنها، كسى توان تدبير كامل و جامع براى آنها را ندارد. «١» نكته حائز اهميت در اينجا اين است كه هر چند اعتقاد به نقش موجودات در تدبير جهان چه بطور استقلالى و چه به نحو شراكت با حضرت حق، سبب ورود به جرگه شرك جلى مىگردد. (همانگونه كه بيشتر مشركان معاصر پيامبر اسلام (ص) در سرزمين عربستان از اين گروه بودند) امّا بىتوجهى به مفهوم دقيق توحيد ربوبى در بسيارى از موارد انسان را به حوزه شرك خفى مىكشاند؛ زيرا انسان ممكن است در مرحله بينش و اعتقاد به توحيد ربوبى معتقد باشد امّا در عمل، تأثير را بطور استقلالى از موجودات طلب نمايد.
امام صادق (ع) در ذيل آيه شريفه «وَ مايُؤْمِنُ اكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ الَّا وَ هُمْمُشْرِكُونَ» «٢» كه مرتبهاى از ايمان و شرك را قابل جمع دانسته است، به همين شرك در ربوبيّت كه به هنگام عمل براى بسيارى رخ مىدهد اشاره كرده، مىفرمايد:
اين همان سخن شخص است كه مىگويد «اگر فلانى نبود من هلاك شده بودم و اگر فلان شخص نبود به من چنان مصائبى رسيده بود و اگر فلانى نبود، خانوادهام از دستم مىرفت!»، آيا نمىبينى كه او براى خداوند شريكى در ملكش قرار داده كه به او روزى مىدهد و بلاها را از او دفع مىكند؟ راوى مىگويد: پرسيدم در صورتى كه بگويد: «اگر خداوند به واسطه فلان