مبدا شناسى

مبدا شناسى - کریمی، جعفر - الصفحة ١٧

يك مفهوم كلّى است كه بتوان فرد ديگرى براى آن در خارج و يا ذهن فرض كرد و امكان وجود مصداق‌هاى ديگرى براى آن باشد. قرآن كريم مى‌فرمايد:
شَهِدَ اللَّهُ انَّهُ لا الهَ الَّا هُوَ وَالْمَلائِكَةُ وَاولُوالْعِلْمِ ... «١» خداوند، فرشتگان و صاحبان دانش گواهى مى‌دهند كه خدايى جز او نيست.
مردى از رسول خدا (ص) سؤال كرد: بالاترين مرحله علم چيست؟ پيامبر (ص) فرمودند:
شناخت خدا، آنچنان‌كه شايسته شناخت اوست. او گفت: حقّ شناخت خدا چيست؟ فرمود:
اين‌كه بدانى او نه مثلى دارد، نه شبيهى و او را به‌عنوان خداى يگانه، كه خالق و قادر، اوّل و آخر، و ظاهر و باطن است، بشناسى كه نه همتايى دارد و نه مانندى و اين شناخت سزاوار خداوند است. «٢» حضرت على (ع) در توصيف ذات‌حق مى‌فرمايد:
واحِدٌ لا بِعَدَدٍ وَ دائِمٌ لا بِامَدٍ «٣» او يكى است، نه به وحدت عددى، و هميشه بوده و هست، نه به حساب مدّت و زمان.
اكنون دلايل توحيد ذات، به‌معناى نفى شبيه و مانند را بررسى مى‌كنيم:
١- گواهى فطرت بر يكتايى ذات حق‌ در بحث فطرت، بيان گرديد كه يكى از ابعاد فطرت انسان «فطرت توحيدى» است.
انسان مطابق فطرتش علاوه بر اصل معرفت نسبت به ذات خداوند، آن حقيقت مطلق را يگانه دانسته و در اعماق دل خود، تنها به سوى او توجه دارد.
٢- تعدّد بردار نبودن هستى مطلق و نامحدود خداوند وجودى است از هر نظر بى‌نهايت كه هيچ‌گونه قيد و شرط و محدوديتى در او راه ندارد و چنين وجودى به‌طور مسلّم، تعدّد بردار نيست؛ زيرا وقتى سخن از دو گانگى‌