معارف قرآن (ج6)

معارف قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٧

خوشايند، به اذن و اجازه خدا براى غالب افراد قابل قبول نيست. آنها از آنجا كه در وهله اول معناى اين اذن را متوجه نيستند، بر خدا محال مى‌دانند كه مثلًا اذن دهد بلايى بر كسى نازل گردد با اينكه او ارحم الراحمين، عادل و ... است.
اما معناى اذن در اينجا رخصت دادن و مانع نشدن است نه رضايت دادن. از آنجا كه تنها مؤثر واقعى خداست و هيچ مؤثرى بدون اذن خدا صاحب اثر نيست، معناى اذن خدا اين است كه حق تعالى بين مؤثر و اثر مانع نمى‌شود؛ پس اين اذن خدا شامل همه چيز است هم نيكى‌ها و هم بديها، هم حوادث خوشايند و هم حوادث ناخوشايند و به عبارت ديگر خداوند اجازه داده كه هر اثرى از مؤثر خودش حاصل شود خواه اثرى پسنديده باشد و خواه ناپسند، و اين اذن خدا با عدالت، رحمت و ديگر صفات حسناى خداوند منافات ندارد. «١» از طرف ديگر اذن عام الهى و علم او به آنچه اتفاق مى‌افتد، با اختيار انسانها نيز منافات ندارد. زيرا گر چه خدا مى‌داند كه هر انسانى از ايمان و كفر كدام را انتخاب مى‌كند و از اعمال خوب و بد، كدام را انجام مى‌دهد، اما از آنجا كه ما به علم خدا آگاهى نداريم و نمى‌دانيم كه خداوند چه چيز را براى ما مقدّر كرده، در انتخاب آزاديم و هر چه را خود بخواهيم انجام مى‌دهيم.
نقش انسانها در پديد آمدن مصائب‌ گر چه قرآن كريم در آيه صدر بحث، پديد آمدن همه وقايع را از خير و شر به اذن خدا دانست، ولى درآيه‌ديگر پيدايش مصايب‌را حاصل‌عملكرد بدانسانهامى‌داند و به‌صورت كلى مى‌فرمايد:
«وَ ما اصابَكُمْ مِنْ مُصيبَةٍ فَبما كَسَبَتْ ايْديكُمْ ...» «٢» هر واقعه ناگوارى كه براى شما پيش آيد نتيجه عملكرد خود شماست.
همچنان‌كه در آيه‌ديگر اين‌قانون عمومى‌را خطاب به‌رسول‌اكرم صلى الله عليه و آله چنين بيان مى‌فرمايد: